تبليغاتX
شیاطین جهان خوار !
 
ضد ماسونیک
   
                                            به نام آنکه تصمیم ها را شکست !

 

نام دين سابقه حضور يهوديان در ايران
پديد آورنده اسماعيل جلمباداني
متن اثر
در ايران باستان كنيسه‌ها، كانون‌هاي فرهنگي _ ديني يهوديان بودند. سابقه حضور يهوديان در ايران به 3000 سال پيش باز‌مي گردد. مهاجرت اين گروه همراه برخي از انبياي قوم يهود زمينه‌ساز شكل‌گيري مراكز فرهنگي آنها در ايران شد.يهوديان ايران پس از مسافرت‌هاي چند تن از انبياي خود به اين سرزمين براي حفظ فرهنگ و اعتقادات مذهبي خود آموزشگاه‌هايي به وجود آوردند كه با يشيواي يبنه(گونه‌اي نشست و جلسه) در فلسطين ارتباط داشت. كانون‌هاي فرهنگي _ ديني يهود در بخش‌هاي غربي ايران، خوزستان و ميانرودان گستردگي بيش‌تري داشت؛ به طوري كه بابل پايتخت يهوديان تبعيدي و آواره شد و از قرن 2 تا 10 م. به صورت مركز فرهنگي و مذهبي يهود باقي ماند. پس از ويران شدن اماكن مقدس يهود در شهر اورشليم و به اسارت رفتن يهوديان توسط نبوكد ‌نصر بابلي (پادشاه بابل در 538 ق.م) سپاهيان ايران به سرداري كوروش هخامنشي، يهوديان و ديگر اسيران بابلي را آزاد ساختند. با اين كه گروه كثيري از يهوديان به بيت‌المقدس بازگشتند، عده‌اي اقامت در بابل و ايران را پذيرفتند و از آن زمان جامعه ايران با اقليت مذهبي _ قومي يهود آشنا شد. با اين كه تغيير و تبديل مذهب در ايران ميان زردشتيان و يهوديان رخ مي‌داد، اما تا زماني كه جنگ‌هاي ايران و روم جلوه‌هاي مذهبي زردشتي و مسيحي پيدا نكرد، يهوديت در ايران چندان مورد توجه قرار نگرفته بود. كنيسه‌ها، درس‌گاه‌ها و محله‌هاي يهودي‌نشين در امنيت نسبي بودند و غالب سخت‌گيري‌ها جنبه سياسي داشت. پس از رياست دو تن از روحانيان مشهور يهودي به نام شِماي و هيلل بر جماعت يهود، روحاني ديگري به نام يوحنان بن زكاي كه شاگرد هيلل بود، به دنبال سخت‌گيري‌هاي روميان در قرن اول ميلادي از اورشليم به ينبه در ساحل مديترانه كه تاكستان وسيعي داشت، گريخت و در آنجا آموزشگاهي (مِدراش يا مدرسه) برپا كرد. در آموزشگاه‌هاي ايراني نظير جندي‌شاپور، دانشمندان يهودي نيز تدريس مي‌كردند و تعدادي محصلان يهودي نيز در دسته‌هاي پزشكي و علوم طبيعي آموزش مي‌گرفتند. در آموزشگاه‌هاي يهوديان نيز رشته‌هاي پزشكي، نجوم و شيمي توسط استادان ايراني تدريس مي‌شد. مهم‌ترين يشيواهاي يهوديان در ايران درباره بسياري از يشيواها و چگونگي ساخت آنها كه به مرور در ايران باستان شكل گرفتند؛ به ويژه در مناطق خوارزم، مازندران، دماوند، اصفهان و ديگر شهرهاي يهودي‌نشين آگاهي دقيق وجود ندارد. در مورد منطقه غربي ايران (خوزستان و ميان‌رودان) پژوهش‌هايي انجام شده و از چندين آموزشگاه ياد شده از جمله: يشيواي شهر سورا در 291 م. تاسيس شد و تا 8 قرن تداوم داشت.يشيواي شهر فارس (نزديك سورا) آموزشگاه كوچكي بود كه به رياست پاپا بَرحنان تا سال 375 م. تداوم داشته است. يشيواي پومبريتا آموزشگاه بسيار معتبري كه در حدود 1200 محصل در آن درس مي‌خواند. يشيواي ماهوزا در كنار دجله اين يشيوا و يشيواي پومبريتا با هم رقابت داشتند و همين امر موجب رشد فرهنگي آنها شده بود. يشيواي فيروزشاپور، آموزشگاهي بود كه يهوديان پس از سختگيري‌هاي هرمز چهارم پادشاه ساساني 579 _ 589 م. در مورد آنان و مسيحيان در شهر مزبور كه زير نظر حاكمان عرب زبان بودند تاسيس كردند و از چند شهر ديگر روانه آن جا شدند. سازمان‌ها و برنامه‌هاي آموزشي يشيواي موجود در ايران كاملا متعلق به پيروان يهود بود و از لحاظ دولتي هيچ‌گونه كمكي دريافت نمي‌كرد، فقط گاهي حمايت حكومت را خواستار بود. محصلان يشيوا كه از مزاياي تحصيلي برخوردار بودند، مقدمات مذهب و زبان عبري را از پيش فرا گرفته بودند و براي تكميل و رسيدن به مرحله عالي به اين آموزشگاه‌ها مي‌آمدند. در يشيواها گاه خوابگاه وجود داشت و محصلان در آنجا مي‌خوابيدند و گاه در خانه‌هاي بيرون از يشيوا زندگي مي‌كردند و به هيچ وجه سخت‌گيري‌هايي كه در آموزشگاه‌هاي مسيحي وجود داشت، در يشيواها ديده نمي‌شد. حتي محصلان مي‌توانستند ازدواج كنند. آنان در مدرسه چند ساعت درس مي‌خواندند و طبق مقررات بقيه روز به كارهاي زراعتي و مشاغل مشروع ديگر مي‌پرداختند. در تحصيل و كار آداب و رسوم مذهبي را رعايت مي‌كردند و مي‌كوشيدند متين و موقر باشند. در يشيوا جاي خاص داشتند. تكنيك‌هاي شفاهي و كتبي آموزشگاه را مي‌بايست به استادان و رئيس يشيوا (رش يشيوا) و كاركنان آموزشگاه و كنيسه احترام مي‌گذاشتند. هر يشيوايي داراي يك رئيس بود كه از طرف علماي بزرگ يهود انتخاب مي‌شد و گاه رقابت‌هايي را به وجود مي‌آورد. چند استاد در زمينه‌هاي گوناگون تدريس مي‌كردند اگر شاگردان زياد بودند، هر استاد يك دستيار داشت كه همزمان درس استاد را اعاده مي‌كرد و اگر جمعيت زيادتر بود، تعداد دستياران (مانند معيد در مدارس اسلامي) زيادتر مي‌شد. رئيس يشيوا صبح‌ها و عصرها درس مي‌داد و يشيوا را اداره مي‌كرد. اهميت يشيواها از لحاظ علمي و سازمان‌دهي به شخصيت رئيسان و مديران آنها ارتباط داشت و در برخي يشيواها، گاهي امور قضايي نيز حل و فصل مي‌شد. يشيواها گاه مركزيت روحاني و معنويت (علاوه بر مسائل دستوري و فقهي) هم داشتند و در مورد آموزش مدرسه‌هاي ديگر (متعلق به كودكان و نوجوانان) نيز صاحب‌نظر مي‌شدند و گاه رَنبوت (روحانيت) يهود در آنجا به وجود مي‌آمد. درس‌هاي يشيوا با اصول ديني و نيازهاي مذهبي ارتباط داشت. يشيوا در سراسر دوره ساسانيان به حيات خود ادامه دادند و بعدها در دوره‌ خلافت حضرت علي(ع) مرحله جديدي در تحولات فرهنگي آموزشگاه‌هاي يهود پيش آمد.
تاریخ

1/2/1386

نام دين يهوديان
پديد آورنده زهرا رشيد بيگي
متن اثر
يهوديان ايران آشنايي دو ملت ايران و يهود، در حدود دو هزار و هفتصدسال پيش آغاز شد.براساس سنت‌هاي شفاهي متداول در ميان يهوديان ايران و وجود مقابر انبيا و بزرگان در خاك ايران مانند آرامگاه دانيال در شوش، استرومردخاي در همدان، حبقوق در تويسركان و زيارتگاه ساره بت آشر در نزديكي اصفهان ، سه يار دانيال (حنانيا، ميشائل و عزريا) در قزوين، نشانگر قدمت سكونت يهوديان در ايران است. در زمان ساسانيان يهوديان ايران و بابل، داراي سه آكادمي مهم ديني به نام‌هاي «سورا»،«نهردعا» و«پومبديتا» بودند كه آكادمي‌هاي نهردعا و پومبديتا در قرن دهم ميلادي (دوره عباسيان) به بغداد منتقل گرديد. در اين آكادمي‌ها، آموزش علوم ديني يهود، خصوصاً آموزش تورات از اهميت خاصي برخوردار بود، چنان كه در مدرسه سورا بود كه «راب اشي» به مطالعه ،گردآوري، تاليف و تلفيق تمام تفسيرها،مباحث و رسالاتي كه به نام تلمود به كتاب ميشنا افزوده شده بود، مشغول شد و «تلمود بابلي» را تاليف نمود. تمامي اين شواهد تاريخي، نشانگر آن است كه يهوديان ايران از اعصار قديم، جزء لاينفك جامعه ايراني بوده‌اند. در حال حاضر، جمعيت يهوديان در ايران، حدود 25 تا 30هزار نفر برآورد مي‌شود كه حدود 5 هزار نفر از آنان در تهران و بقيه به ترتيب در شيراز، اصفهان، كرمانشاه، يزد، كرمان، رفسنجان،بروجرد و اروميه ساكن هستند.علاوه بر اين، درساير شهرهاي ايران نيز تعدادي خانوار يهودي سكونت دارند. يهوديان در تهران، داراي مدارس اختصاصي هستندكه عبارتند از دو مدرسه دخترانه راهنمايي و ابتدايي. در شيراز نيز يك مدرسه اختصاصي با حضور مختلط پسران كليمي و غيركليمي داير است.كلاس‌هاي فوق العاده آموزشي رسمي با كتاب‌هاي تعليمات ديني يهود در شيراز، اصفهان، كرمانشاه، يزد،كرمان، بروجرد و رفسنجان برگزار مي‌شود. در مجموع، تعداد دانش‌آموزان يهودي ايران حدود 2500 نفر برآورد شده است. شايان ذكر است كه وجود مدارس اختصاصي كليميان، به خاطر آن نيست كه دانش‌آموزان كليمي فقط حق دارند در اين مدارس تحصيل نمايند، بلكه آنان آزاد هستند كه در ساير مدارس نيز تحصيل كنند. دانشجويان كليمي نيز كه تعداد آنها بالغ بر 100 نفر است، آزادانه در كليه دانشگاه‌هاي دولتي و غيردولتي و در كليه رشته‌ها از قبيل پزشكي، مهندسي، علوم انساني و پايه و هنر، شاغل به تحصيل مي‌باشند. يهوديان تهران داراي يك انجمن با انتشارات خاص يهودي، كتابخانه مركزي و مركز كامپيوتر هستند. سراي سالمندان يهود، بيمارستان دكتر سپير، گورستان كليميان در منطقه خاوران و 2 مهد كودك، از ديگر مكان‌هاي خاص يهوديان است. از ديگر مراكز فرهنگي يهوديان مي‌توان از سازمان جوانان يهودي، سازمان دانشجويان و سازمان بانوان نام برد.اين مراكز عمدتاً قبل از انقلاب اسلامي تاسيس شده‌اند و در سال‌هاي اخير، سازماندهي مجدد يافته‌اند. تعداد اعضاي اين سازمان‌ها از 100 تا 500 نفر متغير است و فعاليت‌هاي آنها شامل اجراي برنامه‌هاي علمي، ديني و فرهنگي است كه هدف ارتقاي سطح فكري وانسجام جامعه يهودي را دنبال مي‌كنند. در تهران 5 مركز فعال است و در شهرهاي اصفهان و شيراز نيز شعبه‌هايي از آنها فعاليت مي‌كنند. يهوديان ايران داراي يك مجله به نام «افق بينا» هستند.اين نشريه به عنوان ارگان‌ انجمن كليميان تهران، حدود 4 سال است كه به اطلاع‌رساني فرهنگي مي‌پردازد و منعكس كننده فرهنگ يهودي ايران و جهان و نيز مواضع سياسي –اجتماعي جامعه يهوديان ايران است. مركز كامپيوتر انجمن كليميان نيز علاوه بر برگزاري كلاس‌هاي آموزش علوم كامپيوتري، به طراحي نرم ‌افزارهاي ويژه يهوديان مي‌پردازد. در زمينه ورزش، يهوديان تهران در باشگاه ورزشي گيبور، در رشته‌هاي فوتبال ، واليبال، بسكتبال و تنيس روي ميز به فعاليت‌هاي ورزشي مي‌پردازند. اين باشگاه همچنين متولي كلاس‌هاي ورزشي، برگزاري مسابقات داخلي و نيز مسابقه بين گروه‌هاي غير مسلمان ايراني است و از همكاري مربيان يهودي و غيريهودي بهره مي‌برد. سازمان بانوان يهود در زمينه ورزش بانوان با اين باشگاه همكاري دارد. درشهرستان‌هاي يهودي نشين بر حسب تعداد جوانان، تيم‌هاي ورزشي شكل گرفته‌اند و گاه با جوانان يهودي تهراني همكاري مي‌كنند. يهوديان ايراني همواره دوشادوش ديگر هموطنان خود، چه در امر سازندگي و چه در هنگام جنگ ويا بلاياي طبيعي، به كشور خود خدمت كرده‌اند.در دوران جنگ تحميلي، يهوديان با اعزام جوانان، پزشكان و پرستاران به جبهه‌ها، در دفاع مقدس مشاركت كردند و شهدايي را نيز تقديم كشور نمودند. كمك‌هاي نقدي و غيرنقدي اين جامعه به جبهه‌ها و به هنگام بلاياي طبيعي، از ديگر خدمات آنان به ملت و سرزمين خود بوده است. فعاليت‌هاي سياسي اين جامعه نيز حول سه محور مرجع ديني يهوديان ، نماينده آنان در مجلس شوراي اسلامي و هيئت مديره انجمن كليميان تهران متمركز است. هرگونه اعلام موضع يا پيگيري مسايل حقوقي، سياسي و اجتماعي جامعه يهودي، از طريق نهادهاي مذكور صورت مي‌گيرد. شايان ذكر است كه طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بايد از جامعه يهوديان باشد.
تاریخ

17/10/1384

http://cid.icro.ir/?m=49710&c=tableBrowse&TableId=90&t=5&lang=fa

 
 |    نوشته شده توسط خاله جان ناپلئون
 
   
به نام آنکه تصمیم ها را شکست !

 

بررسی تاریخی
جشن «پوریم» تراژدی غمبار ایرانیان
جشن پوریم که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا برگزار می‌شود به جشن ایرانی‌کشی نیز مشهور است. این جشن براساس داستانی در تورات است .در این 3 روز 70 هزار نفر از ایرانیان که در میانشان زنان و کودکان نیز قرار داشتند با بی‌رحمی تمام به قتل رسیدند و اموالشان به غارت برده شد. این نسل‌کشی بی‌سابقه مطابق با روز 13 فروردین بوده است.
جشن پوریم که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا برگزار می‌شود به جشن ایران‌کشی نیز مشهور است. این جشن براساس داستانی در تورات است .

نام این جشن از کلمه پور به معنای قرعه گرفته شده است. از آن جهت که هامان برای یافتن مناسب‌ترین روز برای اجرای نقشه این قرعه را انداخت.

به گزارش «فردا»، بر مبنای کتاب استر, خشایار شاه در روز جشن تاجگذاری در حال مستی از ملکه «وشتی» می‌خواهد در برابر مردان آمده تا زیبایی او را به رخ میهمانان بکشد.

اما ملکه به دلیل حجب و حیا و عفت ایرانی‌اش قبول نمی‌کند و پادشاه خشمگین شخص دیگری را به عنوان ملکه انتخاب می‌کند. ملکه جدید که «هدسه یا استر» نام دارد, به همراه عده‌ای از زنان زیبا به قصر آمده تا با همکاری پسر عمویش مردخای که قیم او نیز هست هامان وزیر خشایار شاه را برکنار کرده و بکشند. بعد از هامان, مردخای را جانشین وی می‌کنند.

آنها سپس از خشایار شاه اجازه کشتن دشمنان یهود را در 3 روز متوالی می‌گیرند.

این جمع در این 3 روز 70 هزار نفر از ایرانیان که در میانشان زنان و کودکان نیز قرار داشتند, با بی‌رحمی تمام به قتل رسانده و اموالشان را به غارت می‌برند.

گفتنی است یهودیان هنوز هم با گذشت 26 قرن به مناسبت این پیروزی و قتل عام بی‌سابقه تاریخی جشن می‌گیرند.

آنها در این روز لباس‌هایی شبیه شخصیت‌های داستان پوشیده و با بازی‌ کردن نقش‌های آنها این جنایت بزرگ را تجدید خاطره می‌کنند.

این نسل‌کشی بی‌سابقه مطابق با روز 13 فروردین بوده است. این نحسی 13 که برخی از آن اسم می برند مرتبط با پوریم و این نسل کشی است.

ایرانیان از همان زمان, سیزدهم فروردین را به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به جنایت برخی یهودیان آن زمان که آنها را سراسیمه از خانه و کاشانه‌اشان فراری داده‌ بودند, برگزیده و سر به کوه و صحرا می‌گذارند.

این نسل‌کشی را می‌توان نوعی هولوکاست به حساب آورد. هولوکاستی که در طی 3 روز 70 هزار ایرانی (البته بسیاری از منابع و کارشناسان این رقم آورده شده در تورات را دور از ذهن می دانند)به قتل رسید. هولوکاستی که تبدیل به یکی از بزرگترین جشن‌های آیینی یهودیان شده است.

یهودیان در این روز برای شکرگزاری به درگاه خدا روز گرفته و به رقص و پایکوبی می‌پردازند.

استر نام آخرين دفتر از كتاب تورات است. اين كتاب در اواخر عهد هخامنشي و يا پس از آن نوشته شده است. بنابر نوشته بسیاری از مورخین و کارشناسان تاریخ, مطالب كتاب استر تماما در خدمت مصالح رباخواران حاكم بر جهان ، يعني صهيونيست ها و فراماسون ها است.

اين كتاب عمق نفرت و انزجار تند برخی يهودیان نسبت به غير يهوديان به ويژه ايرانيان را نشان مي دهد. شدت و تندي نفرت بحدي است كه خاخام ها و فقيهان قوم يهود در سده اول ميلادي مطمئن و متفق القول نبودند كه آيا بايد كتاب استر را در كتاب مقدس بياورند يا نه؟

مارتين لوتر از رهبران پروتستان ها نقل شده است كه « اي كاش اين داستان وجود نداشت.»

این جشن گرفتن یهویان در تمام دنیا در حالی صورت می‌گیرد که کشته شدن حتی یک انسان جنایتی بزرگ محسوب می‌شود. این جنایت چیزی جز نژاد پرستی و بی‌ارزشی یک قوم نیست.

یهودیانی که, هیتلر را متهم به یهودی سوزی (هولوکاست) نموده‌اند, باید به پیشینه سیاه تاریخی خود برگردند و هولو کاست واقعی را در تاریخ اقوام خود جستجو کنند.

در جنگ جهانی دوم یهودیان, میلیون‌ها مسیحی را کشتند و در ادامه, راه کشتار در فلسطین را در پیش گرفتند و هزاران تن از مسلمانان و مسیحیان به دست صهیونیست‌ها قتل عام می‌شوند.

صهیونیستها تمام اقوام به جز خودشان را از جنس اسب می دانند.

آنها در گذشته به سپاهیان خود می گفتند که به سرزمین ایران و یا اعراب و یا حتی مسیحی‌ها رسیدید رحم نکنید. زنان، کودکان، الاغ، شتر و چهارپایانشان را بکشید تا دو سوم جهان تمام شود و تنها یک سوم جهان که همان یهودی‌ها هستند بمانند.

این کشتار فقط برای یافتن سرزمینی برای یهودیان و صهیونیستهای بی جا ومکان صورت می گرفت.

از کشتارهای عصر جدید به دست صهیونیست‌ها می‌توان ترور کندی رئیس جمهور اسبق آمریکا را نام برد که هنوز به صورت معمایی باقی مانده است.

صهیونیستها, در حالی که فریاد حمایت از آزادی و نجات بشر سر می دهند هر روز هولوکاست تازه ای رقم می زند. از نمونه های بارز این جنایتها قتل عام اخير مردم غزه است.

در روزی که یهودیان در اکثر نقاط دنیا به جشن و پایکوبی برای مراسم پوریم دارند صدها کودک و زن فلسطینی به شهادت می رسند.

يک بار ديگر صهیونیزم در جنگي بدون مرز و با عنوان نبرد پيشگيرانه به کشتار زنان ، کودکان ، انديشمندان و نخبگان مسلمان دست يازيده است. سربازان تا دندان مسلح آمريکايي و انگليسي بدون هيچگونه پشتوانه فکري و عقلي با بيرحمانه ترين شيوه ها آمال و آرزوي سران يهودي دنيا را برآورده مي سازند.
 
 
 
برای اطلاعات بیشتر به سخنان دکتر حسن عباسی گوش نمایید :
 
 
 
 
 
 
 
 
 |    نوشته شده توسط خاله جان ناپلئون
 
   
به نام آنکه تصمیم ها را شکست !



سران یهودی دنیا عزم جدی بر نابودی هر عقیده ای دارند ، آنان تمامی اصول و تئوریها را بهم می ریزند ، نظامها و حاکمیت ها را لرزان می سازند ، خانواده ها را ویران و نقش مدیریتی پدرها و مادرها را لگدمال می کنند . آنان تصمیم گرفته اند که به هیچ کس اجازه اظهار وجود ندهند ، رسما اعلام می کنند همه باید تحت اداره یهود باشند ، همه باید به شنیدن صدای آنان عادت کنند . همه چیز را آنگونه که خود می پسندند ، می خواهند . جوانان را در دنیایی از خیالات و اوهام شاعرانه گرفتار می سازند و به وقت استیصال و سر خوردگی لحظه ای که جوان به هر چیزی چنگ می زند تا خود را از مهلکه نجات دهد ، مذهب جعلی ای که سران یهودی از پیش طراحی کرده اند در اختیار او می گزارند . بر این اساس می گوییم : 1. شیطان پرستی مذهبی است ساختگی که توسط سران یهودی ای که مدیریت افکار و اندیشه ها را در انحصار خود می پندارند بوجود آمده است . یهود با صرف مبالغ هنگفت و با خدمت گرفتن هنرپیشگان ، خوانندگان ، نوازندگان ، انتشار سی دی های آموزشی ، مجلات ، روزنامه ها و کاباره ها ... در صدد پر کردن خلاء روحی و معنوی جوانان غرب و به تبع جوانان شرق برآمده است . تا جایی که بگفته رئیس بیمارستان نوجوانان نیویورک ، شیطان پرستی یکی از شایع ترین تهدیداتی است که در مقابل بچه های امروز قرار گرفته است . پر واضح است وقتی کلیسا نتواند در مقابل خواسته های معنوی جوانان الگوی مناسبی ارائه دهد ، آنانی که خود را گرگ می خوانند هدایت گله های گوسفند را بعهده خواهند گرفت . و کیست که متوجه استخوانهای شکسته کلیسا نشده باشد . رئیس بخش تحقیقات سری پلیس ایالات متحده می گوید : می توانید مرگ را در بیشتر کلیسا ها لمس کنید ، چیزی برای ادامه حیات وجود ندارد . 2.شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می کند که هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست . به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریک نیز میگویند. 3.شیطان پرستی آنگونه که خود می گوید حقیقتی را جستجو می کند که در این جهان یافت نمی شود . خود کشی که از موارد رایج این آیین است ، توجیهی اینگونه دارد : اگر بپرسی چرا خودت را می کشی ؟ می گوید می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید . پیامبر عزیز اسلام (ص) عبارتی دارد که می فرمایند : در آخر الزمان ، دنباله روها از نابخردان پیروی می کنند . مذهب سازان عصر جدید بسیار زیرک هستند . آنان به این حقیقت رسیده اند که همیشه گروهی در دنیا وجود دارند که از هیچ گونه استقلال فکری برخوردار نیستند و متاسفانه این گروه کمتر به خردمندان تمایل دارند ، بلکه میل بیشترشان به کسانی است که هوی و هوس را سر لوحه کار خود قرار داده اند . پروتکل های دانشوران یهود به صراحت به تربیت و آموزش افراد اشاره دارد ، می گوید : تا زمانی که افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند ، نمی توانیم برنامه هایمان را در این گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم . اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز کنیم می توانیم در کمتر از یک دهه منش و خلق و خوی سر سخت ترین افراد را تغییر داده و آنها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته ایم به زیر سلطه خویش در آوریم . 4. به شیطان پرست تفهیم می کنند که دنیای شیطان پرستی زندگی در میان لجن است و هیچ وقت نمی شود در لجن زندگی کرد و به لجن آلوده نشد و هیچ چاره ای برای پاک شدن نیست جر مردن و رهایی از این دنیا . 5. به شیطان پرست می فهمانند زندگی در این دنیا بر پایه دروغ است و همه باورهای مردم بر پایه همین دروغ شکل گرفته است ، همه عادت کرده اند دروغ بگویند ، لذا اگر حرف راست هم بزنید کسی آن را باور نمی کند . 6. شیطان پرستی آیینی است که همه چیز را منفی ارائه می دهد . آدم شیطان پرست عمر شب را بلند می داند . او حتی خورشید را مانع از تابش نور می پندارد . آنان همه چیز را منفی می خواهند ، اگر به باغ سیب بروند همه سیب ها را کال می بینند و اگر به تئاتر بروند همه بازیگر ها را لال می پندارند. به شیطان پرست می گویند چشمهایت را باز کن ، فقط ببین . مغزت را ببند ، فکر نکن . نقش تو ، نقش تماشا چی تئاتر در این دنیاست . آدم وقتی در دام ابلیس هایی که طراح و مدیران اجرایی احکام شیطان پرستی اند قرار می گیرد ، به مثابه مواد خامی خواهد بود که هر شکلی را اراده کنند ، از او می سازند. پروتکلهای دانشوران صهیونیسم جهت دادن به فکر و اندیشه مردم غیر یهودی را به کمک سخن پردازی و تئوریهای وسوسه انگیز ، کار متخصصان و مدیران یهودی می داند. آنان آنچنان به تبدیل آدمها می پردازند که بسیاری از افراد از اینکه موجود دیگری شده اند که خودشان نیستند ، خبر دار نمی شوند. حتی آنانی که فکر می کنند مدیر و طراح و برنامه ریز حداقل بخشی از شیطان پرستها هستند ، تنها عاملی ناچیز و بی مقدارند که کورکورانه در خدمت ابلیس بزرگ قرار گرفته اند. 7. راهی که برای شیطان پرست ترسیم می کنند معجونی است که هر آدم گرفتاری را به وحشی گری و نفرت سوق می دهد. اولا راه نیست ، کوره راه است. مسیری است که به هیچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام می کنند ما به مقصد نمی رسیم. برای شیطان پرست تفهیم می کنند جاده ای که در آن قرار دارد پر از خط کشی های در هم و بر هم است. و او در یافتن راه خروج تا سر حد جنون و دیوانگی پیش می رود و سر انجام مطمئن می شود راه بازگشتی وجود ندارد. 8. احیاء اخلاق مصیبت بار قوم لوط امروز از طریق گروههای شیطان پرست و وابسطه به آن ترویج می شود. پیشرفت هم جنس خواهی باور کردنی نیست. حمایت مقامات ارشد کلیسای انگلیس ، پارلمان اتحادیه اروپایی ، انجمن اطلاعات جنسی و انجمن آموزش و پرورش ایالات متحده ... ننگ آور است. امروز دیگر صلیب های وارونه ، ستاره پنج پر ، خفاش ، صورتهای نقاشی شده ، ماسک های حیوانات درنده ی شاخ دار ، برهنه پوشی ... تنها نشانه ها و سمبل های شیطان پرستی نیست. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید. مدتی پیش روزنامه های آمریکا نوشتند جمعی شیطان پرست دستگیر شدند که نوجوانان و حتی کودکان را وحشیانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تکه تکه می کرده اند. استفاده افراطی از مشروبات الکلی ، مواد مخدر ، قرص های روان گردان و انرژی زا ، استفاده و استعمال آلات مصنوعی ، خوردن و آشامیدن ادرار و مدفوع ... معجونی از بیماری های روحی ، روانی و جسمی بخصوص بیماری های عفونی و ایدز را برای شیطان پرست ها به ارمغان آورده است. ایدز شایع ترین بیماری نزد شیطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگی شش هزار نفری که روزانه مبتلا به این درد بی درمان می شوند انتقال از طریق تماس جنسی است. 9. توصیه ای که شیطان پرست ها ناگزیر به انجام آنند. شنیدن آهنگ های تند همراه با خشونت است. که وحشت و نفرت را با خود دارد. آنان موظفند همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیح و سایر مقدسات اعلام کنند. خود را بی خانمانی بیابانگرد بپندارند که از عشق و محبت متنفرند. آنان خوانندگان بسیار خشنی ، که در صدایشان می توان غرش حیوانات وحشی را شنید ، سمبل قدرت شیطان پرستی می دانند. که کمبود و نیاز خود را با خشونت زیاد رفع می کنند. اهانت به ادیان به عنوان آزادی بیان در تصنیف های خوانندگان شیطان پرست ترویج و تبلیغ می شود. اکنون موسیقی بی ریشه جاز که از موسیقی Yidish یهودیان گرفته شده در همه زوایای ذهن جوان آمریکایی و ... رخنه کرده ، به طوری که مایکل جکسون یهودی را از تمام مقدسین کلیسا بر تر می دانند. روزی گروه بیتل ها از سر مزاح اعلام کرده بود که از خدا نیز معروف تر است و امروز گروه های موسیقی شیطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند. 10. دوست جوان من بداند: بنیانگزار فرقه شیطان پرستی یک یهودی از خاندان لوی به نام آنتوان لوی است و در کلیسای شیطان آنتوان لوی ، مناسک جنسی جایگاه خاصی دارد. همان رقص ها و کار های جنسی که به وسیله فرانکسیست ها ، به طور مخفی انجام می شد ، امروز از طریق گروه های شیطان پرست مثل متالیکا در سطح عموم رواج داده می شود. صنعت سکس و بازرگانی تن که در ردیف سود آورترین تجارت های جهان است به همراه صنایع مشروب سازی ، قاچاق مواد مخدر ، قمار و صنعت سینما در انحصار یهود است. شبکه وسیعی از کلوبهای شبانه و فاحشه خانه ها توسط ویلیام ساموئل رزنبرگ ، مشهور به بیلی رز ، که از یهودیان مهاجر به آمریکا است ، تاسیس شد. غول صنایع مشروب سازی ، یهودی مهاجر ، ساموئل برنفمن است. که امروزه دفتر مرکزی کمپانی مشروبات الکلی برونفمن ها ، به نام سیگرام در نیویورک است و در 120 کشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بیش از یک میلیارد دلار است. سلطان دنیای پنهان شخصی است یهودی ، به نام روچیلد ، که بزرگترین امپراطوری قمار را در ایالات متحده ایجاد کرد او در قاچاق مشروبات الکلی و مواد مخدر ، سرمایه گزاری عظیمی نمود. اولین فیلم تاریخ سینما که در آن حریم اخلاق شکسته شد ، ماه آبی است نام دارد که توسط یک یهودی به نام اتوپرمینگر بسال 1953 کارگردانی شد و برای اولین بار واژه هایی مانند ، آبستن و باکره را بکاربرد. سه سال بعد همین کارگردان یهودی فیلم مردی با دست های طلایی را عرضه کرد و یک تابوی اخلاقی دیگر را شکست. او برای اولین بار به نمایش اعتیاد به هرویین پرداخت. پرمینگر در فیلم بعدی اش که در سال 1959 ساخته شد برای نخستین مرتبه ، صحنه تجاوز جنسی را به نمایش درآورد. انسانیت زدایی ، هدف اصلی همه فیلم های این کارگردان یهودی بوده است. و اینک شیطان پرستی با اسطوره سازی و با ارائه مطالب گمراه کننده و پورنوگرافیک سعی در تحقیر جوانان و برده داری نوین دارد.



منبع: Scientific - Research Quarterly on Psychological Operations

 
 |    نوشته شده توسط خاله جان ناپلئون
 
   
http://www.inminds.com/boycott-israel.php
 
 |    نوشته شده توسط خاله جان ناپلئون
 
   
به نام آنکه تصمیم ها را شکست !


بسم الله الرحمن الرحیم
لِتَجِدَنَّ اَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِّلَّّذِینَ ءَامَنُو الیَهُودَ وَ الَّذِینَ اَشرَکُوا
بی شک ، دشمن ترین مردم نسبت به مومنان را ، یهود و مشرکان خواهی یافت
سوره ی مائده آیه ی 82

400 رادیوی شبانه روزی ، 600 سایت ضد شیعی ، 200 کالج صهیونیستی ، هزاران کمپانی اقتصادی ، صدها شبکه ی تلویزیونی و امروز ، 23 اسفند 1385 رسانه ی ملی جمهوری اسلامی ایران ( شبکه ی دو سیما ، برنامه ی سفره ی ایرانی ) با پخش تبلیغات محصولات شرکت صهیونیستی نستله (مگی ) درخدمت اهداف صهیون در آمد !

اما حقیقت تلخ تر، واردات و تولید این محصولات ، در کشور اسلامی ایران و با مجوز مسئولان دولتی است ؛

و تلخ تر از آن ، پخش و فروش محصولات دیگر کارخانجات شرکت های صهیونیستی از جمله پپسی ، میرندا ، فانتا ، کوکا کولا ، نستله ، مگی و . . . در کشور اسلامی مان باز هم با مجوز مسئولان امر است ؛



شرم بر ما باد ؛


جناب آقای مهندس عزت الله ضرغامی ریاست محترم رسانه ی ملی ، افسوس که در این آشفته بازار ، سیمای جمهوری اسلامی ایران و سایر نهاد های اقتصادی و دولتی این کشور اسلامی ، هیزم کش ابراهیم سوزی این نمرودهای زمان شده اند ؛ از شما خواستاریم با بیان دلایل و برکناری عوامل خیانت ، جوابگوی مردم فهیم ایران همیشه اسلامی باشید .


چرا نستله صهیونیستی است؟!

• نستله یک کمپانی تغذیه بین‌المللی است که در سال 1866 میلادی در سوئیس توسط هانری نستله تأسیس شد و اکنون در 100 کشور جهان، 350 شعبه دارد.
• محصولات غذایی نسکافه، سرلاک، مگی، کافی میت و ... از جمله تولیدات این شرکت در سطح جهانی است.
• نستله در سال 1998 جایزه جوبیلی (Jubilee Award) را از دست نخست وزیر رژیم صهیونیستی (بنیامین نتانیاهو) دریافت کرد. این جایزه به بزرگترین شرکت‌های تأمین کننده اقتصاد اسرائیل اعطا شده است.
• نستله در سال2000 میلادی، مبلغ 6/14 میلیون دلار به صندوق غرامت هلوکاست واریز کرده است. بیانیه رسمی این پرداخت در پایگاه اینترنتی این شرکت موجود است.
• اکنون نستله بیش از 4000 پرسنل در بیش از ده شعبه اصلی در سرزمین‌های اشغالی دارد که یکی از مهمترین شعب آن، در شهرک صهیونیستی سدیروت (واقع در مناطق اشغالی نوار غزه) به مساحت 700 متر مربع می‌باشد.
• شرکت نستله مالک 1/50 درصد سهام شرکت اسرائیلی Osem (از بزرگترین شرکت‌های غذایی اسرائیل) است.
• آمریکا سالانه 24 میلیون دلار را به ازای سرمایه‌گذاری در اسرائیل به این شرکت اعطا می‌کند.
• نام شرکت نستله به دلیل ارتباط وثیق اقتصادی با رژیم صهیونیستی، در لیست معتبرترین نهادهای بین‌المللی تحریم اسرائیل موجود است و تا کنون در نقاط مختلف جهان این شرکت توسط گروه‌های مختلف مسلمان و غیر مسلمان، به دلیل کمک به رژیم صهیونیستی تحریم شده است.
• از جمله نهادهای معتبر جهانی که این شرکت را در محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی تحریم کرده‌اند، یکی از بزرگترین اتحادیه‌های تجاری اروپا (UNSOIN) و یک نهاد مسیحی عمده به نام Christian Aid هستند که هر دو غیر مسلمان هستند.
• گروه‌ها و نهادهای اسلامی مختلف نیز از چند سال پیش (پس از آغاز انتفاضه دوم) نستله را در لیست تحریم خود قرار داده‌اند. ده‌ها گروه اسلامی در اروپا و آمریکا به منظور تحریم شرکت‌های صهیونیستی، سایت اختصاصی اینترنتی تأسیس کرده‌اند که در لیست اکثر آن‌ها نام شرکت نستله موجود است.
• از جمله نهادهای بین‌المللی تحریم کننده نستله، اتحادیه عربی تحریم اسرائیل است که پس از تحریم این شرکت با واکنش شدید مدیر عامل نستله مواجه شد.
• در سال گذشته، جمعی از دانشجویان لبنانی، با حضور فعالان بین‌المللی بایکوت اسرائیل از کشورهای اروپایی، تجمعی در برابر دانشگاه بیروت به منظور اعلام تحریم این شرکت داشتند.
• نستله در ایران عملاً فعالیت‌های خود را از سال 2001 با خرید امکانات تولیدی موجود از یک شرکت داخلی (در محمدیه قزوین) با تولید نسکافه، کافی میت، مگی و ... آغاز کرد.
• نستله فعالیت‌های تبلیغی خود را طی مدت تأسیس خود به تدریج افزایش داده است؛ از ماشین‌های ویژه‌ی تبلیغاتی توزیع محصولات تا عرضه‌ی رایگان برخی محصولات در برخی محافل و مجالس فرهنگی مانند جشنواره جاری فیلم فجر، آگهی‌های روزنامه‌ها، بیلبوردها، دانشگاه‌ها، اتوبوس‌ها و ... .
• امور مشتریان شرکت نستله ایران از چندین ماه قبل، اقدام به برگزاری کلاس‌های ویژه آشپزی خانم‌ها در فرهنگسراهای تهران و دیگر شهرستان‌ها نموده است. طبق اعلام پایگاه اینترنتی نستله ایران، تا کنون به 5000 خانم ایرانی آموزش داده است.
• شرکت نستله در اسفند سال 1384، اقادم به برگزاری یک جشن و مسابقه بزرگ سراسری در ایران نموده است و برندگان این مسابقه به تور کشور سوئیس فرستاده است.
• رئیس نستله ایران یک غیرایرانی به نام پیر تروبا است و پرسنل آموزش دیده این شرکت 180 نفر می باشند.


تمامی مستندات فوق از منابع رسمی این شرکت یا طرف‌های قرارداد آنها از اسرائیل تهیه شده است
جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران

motalebe.ir
 
 |    نوشته شده توسط خاله جان ناپلئون
 
   
به نام آنکه تصمیم ها را شکست !

 

  

    به نام خدا

        

« فراماسونری: دجال آخرالزمان-۱ » 

 

 

 

 

 

پرسش های آغازین بحث:

 

1 – وقایع جهان امروز را به چه صورت می توان توجیه کرد؟

2 – چرا امروزه مسجدالاقصی کانون توجه ادیان الهی است؟

3 – تلاش های اخیر برای تخریب مسجدالاقصی به چه دلیلی صورت گرفته است؟

4 – با وجود کشورهای پیشرفته ی اقتصادی درجهان (همانند چین  و  روسیه)،  چرا ایران به عنوان دشمن اصلی کشورهای غربی مطرح می شود؟

5 – چرا  کشورهایی  همچون   آمریکا  و  اسرائیل  که  داعیه های  مذهبی   دارند، بیشترین جنایات را در حق بشر مرتکب می گردند، اما کشور  کمونیستی  مانند چین، کمتر از کشورهای مزبور دست به سرکوب می زند؟

6 – چرا امروزه غرب، مسلمانان را بزرگترین تهدید می شمارد؟

7 – هدف غرب و بخصوص آمریکا، از حضور در خاورمیانه چیست؟

8 – چرا با وجود کشورهای نفت خیزی چون عراق و عربستان، اسرائیل در فلسطین اشغالی لانه گزیده است؟

9 – چرا عراق اشغال شده است؟

10 – چرا بهاییان مقبره ی بهاء الله در اسرائیل را مقدس ترین مکان می دانند؟

11 – چرا مبارزه با اسرائیل وظیفه ی تمامی مسلمین جهان است؟

12 – آرماگدون چیست و چرا امروزه مورد توجه قرار گرفته است؟

13 – چرا جرج بوش  مأموریت  خود  را  در  جنگ  علیه  تروریسم ؟!  مأموریتی الهی می داند؟

14 – چرا آمریکا از اسرائیل حمایت کامل می کند؟

15 – آیا آمریکا بازیچه ی اسرائیل است یا اسرائیل بازیچه ی آمریکا؟

16 – علت دشمنی غرب و اسرائیل با ایران و حزب الله چیست؟

17 – چرا اخیراً ساعت آخرالزمان 2 دقیقه به جلو کشیده شده و فقط 5 دقیقه به پایان مانده است؟

 

ان شاء الله تلاش داریم تا بتوانیم در این بحث  به  پرسش های  مطرح  شده  پاسخ دهیم. البته پاسخ ما به این سوالات، مستقیم نخواهد بود؛  بلکه  تلاش  می نماییم  تا شما خوانندگان عزیز، خود بتوانید با استفاده از اطلاعات این مقاله به پاسخ صحیح برسید.

 

 

فراماسونری چیست؟

 

می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن  نیستند  و  یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت  این  تشکیلات،  برای  ما  مسلمانان امری لازم و ضروری است.

کلمه ی  ماسون (mason)   یعنی  بنّا،  فراماسون (Freemason)  یعنی  بنّای  آزاد. ماسونری  یک تشکیلات منظم جهانی است که بر  ارکان  دولت های  جهان  و  اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و  بسیار  هم آزادانه عمل می کند.  کسی  که  عضو  فراماسونری  است،  ماسون  یا  فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز  فعالیت  ماسونهاست  لژ  نام  دارد.  یکی  از بزرگترین اهداف گروه های ماسونی این است که زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح (Antichrist  = دجال)، یا  به  تعبیر  بعضی  از گروه های ماسونی، فرعون جدید (New Pharaoh) آماده کنند. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود،  کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و  موفق  به  کشف  و  افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی  هستند  که:   «مسئله  یک  توطئه است که این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی «شیطانی» است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.» (1)

 

کتاب «کمیته 300 کانون توطئه های جهانی» نوشته ی دکتر جان – کولمن،  در  این زمینه  چنین  می گوید:   « دلیل  موجودیت  نظامهای  پنهانی   مانند   سلحشوران اورشیلم،  سنت جان  و  مردان  میزگرد  و  گروه  میلنر  و  سایر  اجتماعات   مخفی (ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان، بخشی از  زنجیره ی  گسترده ی  فرماندهی سلطه گری  جهانی  را  تشکیل  می دهند   که   از   باشگاه  رم ،    سازمان  ناتو، مؤسسه ی  سلطنتی  امور  بین المللی   تا   سرسلسله ی   توطئه گران،   یعنی کمیته ی 300، امتداد دارد. این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان  و  اسرار آمیز نیاز دارند، چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند. » (2)

 

 

 

یک توضیح: در کشور های غربی گروه های مختلف مخفی و سری فعالیت می کنند که بعضآً نام های اغواگری  چون  ( Illuminati = روشن ضمیران،  روشن فکران )  و ...  دارند.  اکثر  گروه های  نامبرده ،  گروه هایی توطئه گر و پیرو اهداف  شیطانی  هستند که دست بسیاری از آن ها برای محققین رو شده است. اکثر  این  گروه ها  با  وجود تفاوت های ظاهری، عقاید مشترک و  اهداف  یکسانی  دارند.  اسامی  که  به  این گروه ها اطلاق می شود عبارتند از: Theosophical Society (نامی که به هیچ عنوان درخور آنان نیست)، Occult، Secret Society، Illuminati،  The Committee of 300،Masonry  و  Freemasonry. از این به بعد وقتی از ماسون ها یا فراماسون ها  سخن می گوییم ، علاوه بر اعضای Freemasonry  و  Masonry  به  طور  خاص،  منظورمان  اعضای  گروه های  دیگر  نیز   به   طور   عام می باشند. چرا که این گروه ها همگی عقاید و اهداف مشترکی دارند.

 

 

 

منشأ فراماسونری

 

فراماسونری عمده ی تعلیمات خود را از حکومت طاغوتی  و  شیطانی  مصر  باستان کسب کرده  است،  هر  چند  تعالیم  اندکی  نیز  از  بقیه ی  حکومت های  الحادی فراگرفته است. در هر صورت رد پای حکومت  طاغوتی  فرعون های  مصر  باستان  را می توان در سراسر تعالیم ماسونی یافت.

شواهدی که بر این مدعا صحه می گذارند، به قرار زیرند:

 

1 – نقوش  اهرام،  مجسمه های  ابوالهول  و  همچنین  نوشته های  هیروگلیف  در سراسر لژها و نشریات ماسونی به چشم می خورد.(3)

 

2 – دعاهایی که فراماسون ها می خوانند، مملو از عبارات مصری است که در  زمان فراعنه استفاده می شد. برای نمونه:  (مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ = بزرگ  است استاد فراماسونری ، بزرگ است روح فراماسونری) (4)

 

3 – یکی  از  نمادهایی  که  در  فراماسونری  کاربرد  فراوان  دارد،  علامت   و   نماد  « چشم جهان بین :All seeing eye  » است که به صورت یک  هرم و چشم  در انتهای  آن  می باشد.  این  نماد  مربوط  به   یکی   از   خدایان   مصر   باستان  بوده است.(5)

 

 

 

 

 

4 – « ستاره ی شش گوش » علامت و نماد بحث برانگیز فراماسونها.(6)

 

 

این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد «یهودی ها» شناخته شده است و به آن « ستاره ی داوود » یا « مهر سلیمان » هم می گویند؛ ولی در حقیقت این نماد هم  جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی  مصر باستان  ساخته  شده  است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه های  ماه و خورشید  و.... است.  البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر  مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می رود. نکته ی  مهم این  است که این تفکر تعادل عالم خلقت، متفاوت با دیدگاه اسلام است.  در اسلام نیز مفهوم تعادل وجود دارد، اما در دیدگاه  اسلامی،  این تعادل مخلوق خداوند یکتاست.  امّا در  مکاتب شرک آمیز نامبرده، این تعادل را خدایان مختلفی با کمک هم  ایجاد  کرده اند.  برای مثال در تفکر مصر باستان، از امتزاج قدرت خدایانIsis   و  Osiris، تعادل در عالم خلقت ایجاد شده است.

 

 

 

 

 

 

نکته ی عجیبی که وجود دارد، این است که  شیطان پرستان نیز علامت مذکور را قویترین علامت خود می دانند و از  آن  در  مراسم  شیطانی  خود  استفاده  می نمایند.  در  کتاب « Web of Darkness : شبکه ی تاریکی »  اثرSean Sellars  (شیطان پرست معروف) در زیر این علامت نوشته شده است :

 

 

 

 

 

 

« این   علامت،   قوی ترین   علامت   در   شیطان پرستی   است.    ستاره ی شش گوشه  از شش ضلع،  شش گوشه (زاویه)  و  شش  مثلث  کوچک   درست شده است که معرّف عدد  666 می باشد. »   این  عدد  در  بین  مسیحیان  و   نیز شیطان پرستان عددی ویژه   و  خاص  است  و نشان دهنده ی  دجال یا   Antichristمی باشد. 

 

هدف اصلی شیطان پرستان و فراماسونها به حکومت رساندن Antichrist  است؛  به همین دلیل است  که ستاره ی شش گوش، بهترین و قوی ترین  نمادشان  محسوب می شود.

 

در ادامه  در  کتاب  نوشته  شده  است  که  حتی  کلمه ی  « hex »   که  در  زبان انگلیسی به معنی  نفرین  و  تلاش  برای  آسیب رساندن می باشد، از کلمه ی « HEXAGRAM :  ستاره ی  شش گوش » گرفته شده است. »(7)

 

 

5 – افسانه ی ایزس (Isis) یا زن بیوه، نیز از دوران مصر باستان اقتباس شده است. فراماسونها اعتقاد دارند که تمام ماسونها فرزندان زن بیوه می باشند.(8)  همان طور که ذکر شد در باور مصریان قدیم، Isis و  Osiris الهه های مصر باستان بودند که در اثر ازدواج آنان تعادل طبیعت به وجود آمد. بعد از مدتی Osiris مرد  و خدای شهر های مردگان گشت. بدین ترتیب Isis بیوه شد.

 

 

 

 

 

 

6 – علامت آنخ (Ankh) که نماد Isis است و در لژهای ماسونی  به  کار  می رود.(9) این  علامت  امروزه به عنوان سمبل جنس زن و  نشانه ی فمینیست ها (Feminists) نیز به کار می رود.(10) رواج تفکر فمینیستی در جهان  نیز  مشکوک  بوده  و  احتمالاً توطئه ای  از  جانب  ماسون ها  می باشد. (فمینیسم  دیدگاه تساوی  حقوقی  زن و مرد اسلام و سایر ادیان الهی را قبول ندارد و به بهانه ی احقاق  حقوق  زنان، در جهت اهداف استعماری قدم برمی دارد.) 

 

 

 

 

 

 

 

7 – ستون سنگی با نوک هرمی (Obelisk): این  نماد  که  نماد  زایندگی و باروری در مصر باستان بوده است، در بناهای ماسونی متعددی به کار رفته است.(11)

 

 

 

 

 

توجه کنید که Obelisk ها دقیقاً به شکل فوق می باشند  و  به  صورت  ستون سنگی منشوری شکل هستند که سطح مقطع مربعی دارند و در انتهای آن ها نیز همیشه هرم وجود دارد. بنابراین بناهایی  که  ویژگی های  فوق  را  نداشته باشند، Obelisk محسوب نمی شوند. برای درک بهتر این مطلب به اشکال  زیر توجه فرمایید:

 

 

 

 

 

 

 

نحوه ی اوج گیری فراماسونری

 

همان گونه  که  دیدیم،  منشاء  فراماسونری  به  زمان  مصر  باستان  و  فراعنه   باز می گردد. سؤالی که مطرح می شود این  است  که  چگونه  این  تعالیم  به  آمریکا  و اروپای این دوران راه پیدا کرد و چگونه اوج گرفت؟

با  مرور  در  سیر  فراماسونری  خواهیم  دید   که   عامل   گسترش،   بنی اسرائیل  بوده است. ترتیب وقایعی که به اوج گیری فراماسونری منجر شدند، عبارتند از :

 

1 –  افول قدرت مصر  و  نابود شدن فرعون با خواست  خداوند  متعال  و  به  دنبال  رسالت  حضرت موسی (ع).(12)

2 – مهاجرت بنی اسرائیل از مصر  به  فرمان  خدا  به  همراه  حضرت موسی (ع)  و ساکن شدن آنان در صحرای سینا.(13)

3 – گوساله پرستی بنی اسرائیل و سپس بازگشت مجدد  به  دین  خدا:  به  دنبال تأخیر چند روزه ی حضرت موسی (ع) که برای  دریافت  پیام  خدا،  به  کوه  طور رفته بودند، بنی اسرائیل شروع به پرستش گوساله ی سامری کردند و  حضرت موسی پس از  بازگشت،  این  گوساله  را  از بین بردند  و  بنی اسرائیل  دوباره خداپرست شدند.(14)

4 – پس  از  درگذشت  حضرت  موسی(ع)،  پیامبران  دیگری  نیز   به   سمت   قوم بنی اسرائیل فرستاده شدند که هیچکدام قدرت حضرت موسی(ع) را  نداشتند، در نتیجه قوم بنی اسرائیل به تدریج  شروع  به  ترویج  تعالیم  ماسونی  مصری کردند. در واقع عده ای از آنان قبلاً این تعالیم را در مصر فراگرفته بودند.(15)

5 – ترویج تعالیم ماسونی  در  بین  بنی اسرائیل  و  اضافه شدن  تعالیم  شرک آمیز فلسطینیان باستان (نه اعراب فلسطینی) به تعالیم مصری و شکل گیری تعالیم مختلط با نام کابالا (Kabbalah=Cabbalah=Qabalah).(16)

6 حکومت حضرت داوود (ع) و حضرت سلیمان (ع)  در  اوج  قدرت  بنی اسراییل  و توقیف وسایل جادوگری توسط حضرت سلیمان (ع).(17)

7 – وفات حضرت سلیمان (ع) و بازپس گیری وسایل جادوگری از سوی  جادوگران  و تهمت جادوگری به حضرت سلیمان (ع) از جانب مردم بنی اسراییل.(18)

8 – ادامه ی ترویج کابالا (Qabalah) توسط جادوگران و کاهنان معابد.(19)

9 – تسخیر اورشلیم به دست رومیان: به این ترتیب  بنی اسرائیل  توانائی  حکومت بر خود را از دست دادند و تحت سلطه ی رومیان درآمدند.

 10 – ظهور حضرت عیسی(ع) و آزار رساندن یهودیان به ایشان.

 11 – ظهور حضرت محمد(ص) که ایشان هم از آزار بنی اسرائیل در امان نبودند.

  12 – فتح اورشلیم به دست ایرانیان که در  زمان  رسالت  حضرت محمد (ص)  اتفاق افتاد.

  13 – باز پس گیری اورشیلم توسط رومیان.

  14 – فتح اورشلیم به دست مسلمانان. از آن پس نام آن شهر به  « بیت المقدس » تغییر یافت.

  15 – جنگ های صلیبی و رد و بدل شدن بیت المقدس بین مسلمانان و صلیبیان.

  16 – در پی اشغال قدس توسط صلیبیان، بسیاری از شوالیه ها و سربازان در  قدس ساکن شدند. عده ای از این شوالیه ها، مأمور نگهبانی از معابد مخصوصآً معبد موسوم به معبد سلیمان شدند که اینان شوالیه های معبد نامیده می شدند. در  نتیجه ی  این مجاورت و نزدیکی شوالیه ها با  کاهنان  یهودی  معبد موسوم به معبد سلیمان،  آنان  به  تدریج  تعالیم  ماسونی را از یهود یاد گرفتند.(20)

 17 – بازپس گیری  بیت المقدس  توسط  مسلمانان  و  فرار  صلیبیان و شوالیه های معبد به اروپا.(21)

 18 – با فرار شوالیه های معبد، تعالیم ماسونی کابالا  توسط  همین  شوالیه ها  به اروپا راه یافت.(22)

 19 – به دلیل ماهیت شیطانی تعالیم کابالا و مغایرت آنها با تعالیم کلیسا، واتیکان در صدد مجازات و مقابله با شوالیه های معبد برآمد  و  بسیاری  از  آنها  را  اعدام کرد.(23)

 20 – مهاجرت شوالیه ها به اسکاتلند (در آن زمان پادشاه اسکاتلند از واتیکان تبعیت نمی کرد) و شروع ساخت  اولین  لژ  فراماسونری  مخفی  در  اروپا  با  نام  لژ « وال بیلدرز » یا « لژ کهن اسکاتلند » که امروزه  نیز  به  فعالیت  خود  ادامه می دهد و از جمله قویترین و مهمترین لژها در اروپای امروز نیز می باشد.(24)

 21 – آغاز فعالیت رسمی ماسون ها در اروپا با ساختن لژهای متعدد  در  قرن 18.  با کم رنگ شدن نقش و قدرت مذهب  در  قرن 18،  فراماسونها  فعالیت  رسمی خود  را  آغاز  کردند.  به  تدریج  با  کاهش  سختگیری   واتیکان   و   توسعه ی پروتستانیسم در اروپا، فراماسون ها فعالیت خود را افزایش داده و لژهای زیادی را در سراسر اروپا ساختند؛ البته تمام آداب و رسوم فراماسونها کماکان مخفی و پنهانی صورت می گرفت. زیرا تفکر اکثر مردم اروپا در آن زمان  مذهبی  بود  و در صورت علنی شدن عقاید فراماسونری، حیات این لژها به خطر می افتاد.

 22 – با استقلال آمریکا در سال 1789، اولین دولت با ارکان ماسونی شکل گرفت.

 23 – تأسیس سازمان ملل متحد با آرمانهای ماسونی در سال 1945.

 24 – شکل گیری   اسرائیل   در   سال   1948   به  عنوان   آخرین   بازوی   اجرایی فراماسونری.

 25 – در سیر تاریخی فراماسونری و روند پیشبرد اهداف، به سال 2006  می رسیم.

جنگ با حزب الله در سال 2006 برای رسیدن به  چند  هدف  مهم  انجام  شد: تشکیل حکومت نیل تا فرات سلیمان و استارت  برای  پروژه های (Apocalypse = آخرالزمان،  و  Armageddon = جنگی  که  صهیونیست ها   ادعا   می کنند   جنگ آخرالزمان است.) خوشبختانه این پروژه ها موقتاً ناتمام مانده است.

 26 – و  اقدام  اخیر،  کشمکش  لفظی  با  ایران . چرا  که  ایران   بزرگترین   دشمن فراماسونری در جهان است. در حال حاضر در تمامی کشورهای جهان، یا قدرت در دست ماسون هاست و یا آن کشور تحت تأثیر  کشورهای  ماسونی  است. برای مثال در کشورهای همسایه، کشور ترکیه دارای لژهای ماسونی است  و کشور عربستان هم که عاری از لژ است، تحت تاثیر آمریکا و اسراییل (دولتهای با ارکان ماسونی) می باشد.

 27 – ... و الله العالم.

 

 

عقاید فراماسونری

 

گروه های مختلف ماسونی بعضاً فلسفه ی عقیدتی متفاوتی دارند؛ اما  با  این حال در لا به لای عقایدشان، می توان مشترکات فراوانی نیز  یافت.  نکته ی  مهمی که وجود دارد این است که فلسفه ی وجودی  بسیاری  از  عقاید  ماسونی  به  طور  کامل شناخته نشده است، اما این به معنای عدم وجود این اعتقادات  نیست.  برای  مثال  شواهد  فراوانی  وجود  دارد  که  نشان  می دهد  اکثر  گروه های ماسونی،  شیطان  را تقدیس می کنند. از جمله: اذعان خود آن ها به تقدیس لوسیفر (یکی از نام های شیطان)  و یا استفاده از علایم بی شماری که اکثر آن ها توسط گروه های شیطان پرست نیز استفاده  می شوند؛  با  این  اوصاف  ما  می توانیم  بفهمیم  که ماسون ها شیطان پرست نیز هستند. اما هنوز نمی دانیم که چه عاملی آنان را  به این تفکر سوق داده است. (البته این نکته تقریباً اثبات شده است  که  ماسون ها  و شیطان پرستان به موجودی به  نام  ابلیس  یا  شیطان  اعتقاد  ندارند،  بلکه آن ها بزرگداشت شیطان را به عنوان نمادی برای مخالفت با ادیان انجام می دهند. در  هر صورت، علت لجاجت بیش از حد آن ها با دین و اصرار  افراطی  آن ها  بر  بزرگداشت شیطان به عنوان نماد ضد دینی، کاملاً روشن نشده  است.)  نکته ی  دیگر  این  که بسیاری از گروه های ماسونی شیطان پرست،  الهه های  ملل  باستان  را  نیز  ارج می نهند. از جمله: Isis و   Osirisو... که این مطلب کاملاً اثبات شده  است.  اما  ما نمی دانیم که چرا آنان خداوند یکتا را کنار گذاشته و  هم  شیطان  و  هم  الهه های متعدد را بزرگ می دارند؟!

 

با این حال بخشی از عقاید ماسون ها که کاملاً اثبات شده اند، عبارتند از:

 

  • ادعای روشنی بخش (Giver of light) بودن شیطان (Lucifer)
  • بزرگداشت شیطان و نمادهای شیطانی (Satanism)
  • اعتقاد به اینکه زن و مرد اولیه، که مقام نیمه خدایی دارند، خالق نسل کره ی زمین هستند نه خداوند یکتا.
  • بزرگداشت الهه های ملل باستان، مانند ایزس، لات و ... و  احترام  به  عقاید جاهلی ملل باستان (Paganism).
  • اعتقاد قوی به آداب و رسوم مصر باستان که این مطلب کفرآمیز  و  شرک آمیز بودن عقاید آنها را توأماً نشان می دهد.
  • اعتقاد فراوان به اومانیسم.
  • اعتقاد فراوان به ماتریالیسم (ماده گرایی)  و  عدم  اعتقاد  به  روح  و  مسایل فرامادی.
  • اعتقاد راسخ به سلیمان (Solomon) نه به  عنوان نبی بلکه به عنوان پادشاه، جادوگر و ماسون اعظم. نکته ی جالب این که  اکثر یهودیان نیز چنین اعتقادی دارند. آیه ی 102 سوره ی بقره نیز اشاره به  همین  مطلب دارد.

  

« خداوند نيز در آيه ي 102 سوره ي بقره درباره ي بني اسراييل مي فرمايد:

 

وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ  سُلَيْمَانُ  وَلَـكِنَّ  الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ....... و پيروي كردند از سخناني كه شياطين در قلمرو سليمان مي خواندند وهرگز سليمان به خدا  كافر  نگشت  وليكن  شياطين  كافر شدند و سحر به مردم مي آموختند ......»

 

 

كتاب تفسير نمونه درباره ي آيه ي 102 سوره ي بقره می نویسد:

 

از احـاديـث چـنـيـن بـر مـى آيد كه در زمان سليمان پيامبر، گروهى  در  كشور  او  به عمل سحر و جـادوگـرى پرداختند, سليمان دستور داد تمام  نوشته ها  و  اوراق  آنها را جمع آورى كرده، در محل مخصوصى نگهدارى كنند.
پـس از وفات سليمان، گروهى آنها را بيرون آورده و شروع به اشاعه  و  تعليم  سحر كردند؛ بعضى از اين  موقعيت  استفاده  كرده  و  گفتند:  سليمان  اصلاً  پيامبر  نبود
، گروهى از بنى اسرائيل هم از آنها تبعيت كردند و  سخت  به  جادوگرى  دل  بستند، تا آنجا كه دست از تورات نيز برداشتند.
هـنـگـامى كه پيامبراسلام (ص ) ظهور كرد و ضمن آيات قرآن اعلام نمود سليمان  از پيامبران خدا بوده  است
،  بعضى  از  احبار  و  علماى  يهود  گفتند:  از  محمد تعجب نمى كنيد كه مى گويد سليمان پيامبر است؟
اين گفتار يهود، علاوه بر اين كه تهمت و افتراى بزرگى  نسبت  به  اين  پيامبر  الهى محسوب مى شد، لازمه اش تكفير سليمان (ع ) بود.
به هر حال اين آيه فصل ديگرى از زشتكاريهاى  يهود  را  معرفى  مى كند  كه  پيامبر بزرگ خدا، سليمان را به سحر و جادوگرى متهم ساختند
، مى گويد:  « آنها  از  آنچه شياطين  در  عصر  سليمان  بر  مردم  مـى خواندند،  پيروى  كردند : واتبعوا ما  تتلوا الشياطين  على  ملك  سليـمان ».  سپس   قرآن   به   دنبال   اين   سخن   اضافه مى كند: « سليمان هرگز كافر نشد : و ماكفر سليـمان ». او هـرگـز بـه سحر توسل نجست ، و از جادوگرى براى پيشبرد اهداف خود استفاده نكرد، « ولى شياطين كافر شدند،  و  به مردم  تعليم  سحر  دادند  :  ولكن  الشياطين  كفروا  يعلمون   الناس  السحر ».(25)

 

  • علاقه ی افراطی به علوم طبیعی. تعداد زیادی از برندگان جوایز نوبل و دانشمندان علوم طبیعی، ماسون بوده اند. مانند: الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین، و ادوارد جنر کاشف  واکسن  آبله.(26)   در  این  میان  به  نظر می رسد که علاقه و توجه  افراطی ماسون ها  به  علم، برای پر کردن خلاء ناشی از کنار گذاشتن معنویت انجام می گیرد. البته لازم به ذکر است که در  دین  اسلام هم تأکید زیادی  بر  فراگیری  علم  و  دانش شده  است،  اما  از  مسلمانان خواسته شده  تا  به   صورت  معتدل (نه افراط، نه تفریط)  به  علم بپردازند و از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به خدا استفاده  نمایند. بنابراین در اسلام، علم هدف نیست بلکه یک وسیله است، اما  در  فراماسونری  علم خود یک هدف است.
  • اعتقاد به قدرت برتر در ماسون صاحب درجه 33. گروه های ماسونی 33 مرتبه و 33 درجه دارند. شخصی که به درجه ی 33 می رسد ، قدرت  زیادی  داشته و ماسون اعظم نامیده می شود. این شخص بالاترین مقام لژ را در اختیار دارد.
  • اعتقاد به ساخت معبد سلیمان به عنوان  پایتخت  عقیدتی  در  بیت المقدس (Jerusalem) قبل از ظهور ضد مسیح (Antichrist) یا فرعون جدید (New Pharaoh) که منجی شیطانی ماسونهاست.(27)
  • اعتقاد به ظهور ضد مسیح (Artichrist  = دجال) یا فرعون جدید (New Pharaoh) در ابتدای  (دهه ی اول)   قرن 21  و  شروع  حکومت جهانی شیطانی  توسط  او.(28) (البته  ممکن  است که  Antichrist  مورد  نظر   خود ماسون ها، لزوماً شخص خاصی نباشد؛ بلکه  ممکن  است  Antichrist  مورد نظر ماسون ها، خود تشکیلات فراماسونری باشد.)

 

در هر حال جا دارد که در این قسمت به این نکته اشاره کنیم  که  گروه هایی  مانند فراماسونر ها و شیطان پرستان، از شیطان پرستی به عنوان یک نماد برای مبارزه  با ادیان استفاده می کنند . اعضای این گروه ها در واقع هیچ اعتقاد  قلبی  به  مسایل فرازمینی مانند خدا، فرشتگان،   شیطان  و ...  ندارند  و معتقدند که تنها ماده  وجود  خارجی دارد. (اعتقاد به ماتریالیسم)  اعضای این گروه ها برای نشان دادن دشمنی  خود  با مذاهب، از نماد  (Baphomet) که مربوط  به  شیطان پرستان باستان  است، استفاده نموده و  از  آن  برای  نشان دادن  بی اعتقادی  خود  به  عالم  آخرت  بهره می جویند. البته لازم به ذکر است که فراماسون ها و شیطان پرستان، خودشان  نیز به این مسأله اعتراف کرده اند؛ تا  آن  جا  که  در  بعضی  از  کتب  شیطان پرستان، مطالب  زیر  به  چشم می خورد:(29)

 

 

 

 

 

 

 

بدین ترتیب   نتیجه   می شود   که    اعتقاد   و   مسلک   واقعی    ماسون ها    و  شیطان پرستان،  بی دینی  است  و  آن ها  از  الهه های  ملل باستان،   بت ها   و شیطان، به عنوان نمادی برای دشمنی با مذاهب و ادیان استفاده می کنند.

  

 

 

علامات و اعداد در فراماسونری

 

علاوه بر علاماتی که در قسمت های قبلی ذکر شد، علامات دیگر و اعداد خاصی مورد توجه فراماسون ها و دیگر گروه های شیطان پرست هستند که اکثر آنها نیز منشاء مصری دارند، هرچند علامت هایی نیز از دیگر عقاید الحادی  ملل  باستان از جمله آریایی های قدیم (نه دین زرتشت) ، شرق دور و... اقتباس شده اند.

 

 

 مهمترین آنها عبارتند از:

 

 

1)  پرگار و گونیا (یکی از مهمترین و معروفترین علامات).

 

در وسط این دو علامت، حرف G  قرار گرفته  است.(30)  (به  اعتقاد  فراماسونها،  « Goat = بز »  نماد  شیطان است.

نکته ی جالب دیگر، این که در برخی از لژ ها بر روی علامت پرگار و گونیا، علامت چشم جهان بین نیز حک شده است که  نشان دهنده ی  اهمیت  فوق العاده ی  علامت  چشم جهان بین  در  نزد ماسون ها می باشد.

 

 

 

 

 

 

2) ستاره ی  5 گوشه ی  معکوس یا Baphomet.

 

نشان دهنده ی  بز یا  Goat می باشد. در بین  شیطان پرستان،  بز نماد شیطان است.(31)  در قسمت  پایین تصاویر زیر، عیناً عباراتی از یک سایت فعال در زمینه ی شیطان پرستی نقل شده است تا مستندات در اختیار شما قرار گیرد.(32)

 

3) دست شیطان  یا  دست شاخدار.

 

در  تفکر  ماسون ها  و   شیطان پرستان، شیطان شاخدار  Cornuto  است  و  با  حرکت  دست  خود، شیطان  را  نمایش می دهند.(33)  مستندات عیناً نقل شده است.(34)

 

 

 

 

 

نکته ی مهم: علامت   Cornuto  علامتی  است  که  باید  در  تفسیر  آن  بسیار محتاطانه عمل کرد. زیرا علاوه بر معنای دست شیطان که در غرب شناخته شده است، معانی دیگری نیز دارد. برای مثال در بین ناشنوایان این علامت  به  معنای  I love you می باشد. در مناطق آذری زبان ایران  و  ترکیه  و ...  نیز  این علامت  نماد  بوزقورت (گرگ خاکستری) می باشد که این نماد ، در بین آذری ها شناخته شده است . بنابراین Cornuto  هنگامی به معنای دست شیطان  است  که  یک فرد شنوای اروپایی یا  آمریکایی  در  مکان های  متعدد  از  این  علامت  استفاده می کند و از  سوی  دیگر  این  شخص  با  گروه های  مخفی  و  مشکوک  مرتبط است.(35) به عبارت دیگر، هر گردی گردو نیست! برای اطلاق لفظ  دست شیطان به علامت  Cornuto، باید هم به محل  زندگی  فرد،  موقعیت،  وضعیت جسمی، ارتباط وی با گروه های مشکوک و دلیل وی در  استفاده  از  این  علامت  بررسی شود. در ضمن، استفاده از Cornuto در کنار علایم دیگر شیطانی اهمیت دارد. در واقع این علامت تایید کننده است نه اثبات کننده.

 

 

 

4) چلیپای شکسته (صلیب شکسته)  یا  Swastika:   علامت  شناخته شده ی هیتلر و نازی ها.

 

نکته ی جالب اینکه این علامت در گروه های  ماسونی  هم  کاربرد  دارد.(36)   در  شکل سمت چپ که مربوط به ماسونهاست، طرحی دیده می شود که در  بالای  آن  علامت  صلیب شکسته،   و  در  وسط  آن  ستاره ی  شش گوش  مشاهده  می گردد که این مطلب ارتباط  نازیسم و صهیونیزم  را نشان  می دهد.  (برخلاف  ادعای جهان غرب). زیرا  هم  ستاره ی شش گوش و هم  صلیب شکسته  مورد  تقدیس  ماسون ها هستند. در واقع  ریشه های  نازیسم و یهودیت صهیونیستی یکی است و نه تنها این دو  حرکت  شوم  هیچ  تضادی  با  هم  ندارند،  بلکه  در  خدمت یکدیگر نیز قرار دارند. این مسأله خود شاهدی بر رد هولوکاست است.

 

البته لازم به ذکر است که بعد از جنایات هیتلر اکثر گروه های ماسونی به منظور پرهیز از بدنامی، استفاده از چلیپای شکسته را کنار گذاشتند؛ این در حالی است که قبل از جنگ جهانی دوم، علامت چلیپای شکسته یک علامت کلیدی در فراماسونری بوده است.(37) (ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که هیتلر نیز ماسون بوده است،(38) اما تحرکات نظامی اش برخلاف مصالح فراماسونری بوده و منجر به مقابله ی بقیه ی ماسون ها با وی شده است).

 

 

5) جمجمه و استخوان  Bones)  &Skull ).(39)

 

 

6) عدد 666 نماد دجال یا ضد مسیح (Antichrist) یا شیطان.(40)

 

گاهی به صورت FFF  هم این عدد را نشان  می دهند.  چون  حرف F،  ششمین حرف انگلیسی است.

 

7) عدد 13.(41)

 

عدد مقدس ماسون ها و یهودیان است.(42)  در حالی که مسیحیان آن  را  نحس می دانند. فراماسون ها  در بسیاری از  نماد های  خود،  تعداد  اجزاء  را  13 قرار می دهند.  به  عنوان  مثال  در  تصویر  راست،  ستاره ی  شش گوش  را  با  13 ستاره ی کوچک کشیده اند. در شکل وسط، 13 دست گوشه های یک شکل 13 دندانه را گرفته اند. در  تصویر  سمت  چپ  هم  که مربوط  به  چنگ  یک  الهه ی باستانی، است و متعلق به یک گروه ماسونی می باشد،  تعداد  تارها  13  عدد می باشد.

 

 

8) عدد 33.(43)

 

همان طور که  گفتیم  در  فراماسونری،  صاحب  درجه ی  33   بالاترین  قدرت  را داراست. در سمبل بسیاری از گروههای ماسونی از جمله در  علامت  مربوط  به یک  گروه ماسونی شهر (Memphis)  آمریکا  (که  نام  شهر باستانی Memphis  مصر را برخود نهاده اند)، عدد 33 بکار رفته است.

 

 

ذکر یک نکته ی مهم:  بعد از ذکر علامات و اعداد مورد استفاده در فراماسونری، ذکر این نکته ضروری به  نظر  می رسد  که  برای  تطبیق علامت های  مذکور بر گروه ها و افراد، باید همواره با احتیاط برخورد کرد. زیرا در بعضی از مواقع،  علامت ها و لوگو های بعضی از  شرکت ها  و  سازمان ها  در  نقاط مختلف  جهان،  شبیه  به علامت های فراماسونری هستند، اما همواره نمی توان به این سازمان ها برچسب ماسونی بودن زد.  برای مثال بسیاری از شرکت ها و کانال های  تلویزیونی و ماهواره ای از نماد چشم در لوگوی خود استفاده  می کنند که این چشم،  نماد بیننده و مخاطب تلویزیونی است و این مطلب کاملاً  منطقی و  قابل  فهم است. بنابراین در این حالت، چشم موجود در لوگو های مذکور،  نشان دهنده ی  ماسونی بودن این کانال ها نیست. همچنین چشم پزشکی ها و  عینک سازی هایی  که  در تبلیغات خود از  علامت  چشم  استفاده  می کنند  نیز  ماسونی  نیستند،  چرا  که حرفه ی آن ها در ارتباط با چشم می باشد. از سوی دیگر در بعضی از تصاویر  هنری و معماری، ممکن است در اثر روی هم افتادن  خطوط،  تصاویر  متعددی  شبیه  به ستاره ی شش گوش و ستاره ی پنج گوشه ی معکوس پدید آید که  این  تصاویر  نیز غیرعمدی بوده و نشان دهنده ی فراماسون بودن معماران  این  بناها  نیست. برای درک بهتر این مطلب، به تصاویر زیر توجه فرمایید:

 

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، صرفاً با مشاهده ی یک علامت  مشابه علامات  ماسونی، نمی توان  به  افراد  و  شرکت های  مرتبط  با  آن  علامت،  فوراً برچسب ماسون بودن زد. بلکه باید در این زمینه تحقیق نمود و از شواهد محکم تری در تأیید یا رد ماسونی بودن گروه های مذکور بهره گرفت.

البته در این بین بعضی علامت ها هستند که  اختصاصاً  و  عمدتاً  ماسونی  هستند  و  تا  حدود  زیادی می توانند ماسونی بودن افراد و شرکت ها و سازمان های مرتبط با خود را نشان دهند. برای مثال علامت پرگار و گونیای ماسونی (نه پرگار تنها و یا گونیای تنها)، علامت بسیار  اختصاصی  ماسون ها  است. همچنین  علامت  هرم و چشم (نه هرم تنها یا چشم تنها)  نیز  یک  علامت  بسیار  اختصاصی برای گروه های ماسونی است.

از سوی دیگر اگر گروهی از علامت های فراوان و متعدد فراماسونری  استفاده  بکند نیز به احتمال قوی یک گروه ماسونی می باشد. به همین صورت، گروهی که  علایم ماسونی را بدون هیچگونه قرینه ی منطقی به کار می برد  نیز  به  احتمال  زیاد  یک گروه ماسونی است. برای مثال،  نماد چشم جهان بین که  در  لژ ها   استفاده می شود نیز یک نماد  کاملاً  ماسونی  می باشد؛  چرا  که  در  لژها  هیچ  عملیات چشم پزشکی و تصویربرداری انجام نمی شود که بتوان نماد چشم جهان بین  را  به آن ربط داد.

در هر حال باید این مطلب را همواره به یاد داشت که صرف دیدن یک  علامت  شبیه به علایم ماسونی، نباید سریعاً به افراد و سازمان های  مرتبط  با  علامت،  برچسب ماسون بودن زد و برای رد یا تأیید این مسأله، باید تحقیقات بیشتری انجام داد.

 

اهداف فراماسونری

 

1 – نابودی تمام مظاهر توحید و یکتاپرستی در جهان.

2 – به دست گرفتن حکومت و قدرت در تمام کشورهای جهان از طریق  شبکه ی گسترده ی ماسونی در تمام ممالک دنیا.

3 – تخریب  مسجد الاقصی  و  کشف  معبد سلیمان  و  بازسازی  آن  در  ابتدای  قرن 21.(44)

 

 

4 – پرکردن معبد سلیمان از بت ها  و  نمادهای ماسونی  به  عنوان  اصلی ترین پرستشگاه ماسونی.

5 – برقراری حکومت جهانی  شیطانی  به  پایتختی  معبد سلیمان  در  اورشلیم (بیت المقدس).

6 – به حکومت  رساندن  قدرتمندترین  فراماسون  با  عنوان  نمادیین  ضد مسیح (Antichrist= دجال) در ابتدای قرن 21.

 

 

ابزارهای فراماسونری

 

فراماسونری در طول تاریخ با تمام وجود، از همه ی قدرت و  امکانات  موجود  برای رسیدن به مقاصد شوم خود بهره برده است. بعد از نابودی حکومت مصر باستان، این عقیده شیطانی به شکلی مخفی و رمزآلود ولی فعالی و پویا، در طی  اعصار و قرون در بین جوامع خزیده است. از اواخر  قرن 18 و اوایل قرن 19 و  همزمان  با استقلال  آمریکا (که کشوری با  ارکان کاملاً ماسونی است)، فراماسونری  با این تفکر که دیگر در موضع قدرت قرار گرفته است، آهسته آهسته خود را از لایه های زیرین جوامع بیرون کشیده و بدون واهمه، نمادهای خود را عرضه نموده است؛  تا آنجا که در سالهای اخیر به دلیل قدرت فراوان، اعمال  خود  را  علنی تر  کرده  تا عده ای را با ترساندن از قدرت خود، به سمت خویش جذب کند و  پایه های  خود را مستحکم تر نماید.

 

فراماسونری در طول تاریخ برای پیشبرد اهداف خود و مبارزه با ادیان الهی،  در دو جبهه ی کلی و مهم به فعالیت پرداخته است:

 

1 – جبهه ی اقتصادی، سیاسی، نظامی و تکنولوژیکی  (که  از  اواخر  قرن 18  و اوایل  قرن 19  به  موفقیت  نایل  شده  و  از  آن  زمان  جهان  را  تحت  تأثیر  قرار داده است.) در این جبهه، نقش اصلی را  کشورهای  اسرائیل  و  آمریکا برعهده دارند .  آمریکا  و  اسرائیل  علاوه  بر  عملکرد بارز  خود  در  زمینه ی سیاسی و اقتصادی  و  نظامی،  به  صورت  غیر مستقیم  نیز  با حمایت  از  گروه های  شیطان پرست،  به  ترویج  فساد و فحشا  و  اعمال شیطانی  مبادرت می ورزند. نکته ی مهم و جالب توجه این  است  که  سردمداران  و  رؤسا  و استادان اعظم ماسونی و آنان که گرداننده ی  این  شبکه  هستند،  ظاهری شیک و آراسته و عادی دارند، ولی رده های پائین و مردم عادی که به سمت گروه های شیطان پرست کشیده  می شوند،  از  ظاهر و آرایش شیطانی برخوردارند.

 

2 – جبهه ی فکری، عقیدتی و فرهنگی (که با نفوذ در ادیان، قصد تخریب آنها  را، هم از درون و هم از بیرون داشته است.)

 

در  جبهه ی  عقیدتی،  فراماسونری  با  عناوین  مختلف  در   دین های   اسلام، مسیحیت و یهودیت نفوذ کرده است:

 

·         اسلام: از  طریق  رواج  بهائیت،  بعضی   از   فرقه های   عرفانی   نوپا   و فراماسونهای طیف Shriner، قصد تضعیف دین اسلام را داشته و دارد.

 

·        مسیحیت: فراماسونری گروه هایی به  نام  اوانجلیکالها  (نوانجیلی ها)  را رواج داده که اهداف و اعمالشان هم جهت با عقاید فراماسون ها است و این گروه ها تا حد  زیادی  هم موفق  بوده اند.  فراماسونها  در  واتیکان  و بعضی از فرقه های پروتستان هم نفوذ  کرده اند.  از  این  مطلب  می توان نتیجه گرفت  که مشکلات اخیر واتیکان با اسلام و کشورهای اسلامی  نیز ناشی از همین موضوع می باشد.

 

·     یهودیت : اکثر یهودیان بالاخص ساکنین اسرائیل جزء  وابستگان  تشکیلات ماسونی هستند . ارتباط یهود و فراماسونری ارتباطی دوطرفه است،  یهود به رواجتعالیم ماسونی یا کابالا پرداخته و فراماسونری هم از یهود  حمایت می کند.

 

در تصویر زیر، جبهه های مختلف فراماسونری را در  مواجهه  با  ادیان  الهی  ملاحظه می فرمایید:

 

 

 

 

 

پس از ذکر اطلاعات مقدماتی پیرامون فراماسونری، به بررسی شواهد ارتباط کشور ها و گروه های مختلف با فراماسونری می پردازیم.

 

 

شواهد ارتباط آمریکا با فراماسونری

 

1 – برجسته ترین  افرادی  که  بیانیه ی  اعلان  استقلال  آمریکا  را  در  سال  1776 میلادی  امضا کردند، فراماسون بوده اند.(45) اینان عبارتند از:

 

Benjamin Franklin-Thomas Jefferson-George Washington-John Adams

 

(البته در مورد جان آدامز نظرها  متفاوت  است،  ولی  در  مورد  3  تن  دیگر،  در  ماسون بودنشان شکی وجود ندارد. نکته ی دیگر این که منظور از  John Adams در این جا، John Adams پدر است،  نه  John Quincy Adams یا John Adams پسر.)

 

 

 

 

برجسته ترین  امضا کنندگان  بیانیه ی  اعلان استقلال آمریکا  در  سال  1776.  (همگی  آن ها  ماسون بوده اند.)

 

 

George Washington  که  اولین  رئیس جمهور  آمریکا  بود،  لقب  استاد  اعظم فراماسونری (بالاترین درجه و رتبه در فراماسونری ، و تقریباً همرده ی اسقف در مسیحیت  و  خاخام  در  یهودیت)  داشت. در تصویر،  جرج واشنگتن  در  یک  لژ فراماسونری دیده می شود، در این عکس علامت گونیا و پرگار روی پیشبند وی دیده می شود  و  در  بالای  سرش  علامت G  (=Goatبز)   نمایش  داده  شده  است. (46)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2 – طرح های اولیه ارائه شده  برای  پرچم  آمریکا،  به  وضوح  دارای  علامت ها   و نمادهای فراماسونری بودند.(49)  از جمله چشم جهان بین  یا  چشم نورافشان،  که به نظر می رسد به دلیل نوپا بودن آمریکا در  آن  زمان،  مؤسسین  آمریکا  از ریسک در این زمینه اجتناب کردند، زیرا به دلیل وجود  جو مذهبی  در  مردم  آن زمان، ممکن بود علایم واضح ماسونی، مردم را از نیات  شیطانی سیاستمداران آگاه نماید و بدین ترتیب، حکومت نوپای ماسونی آمریکا سرنگون گردد.

 

 

 

 

 

 3 – اکثر روسای جمهوری آمریکا در گروه های مخفی و ماسونی  شامل  Masonry، Freemasonry، Occult، Illuminati، Secret Society  و ...   عضو   بوده اند؛   به نحوی که 14 تن از آن ها تنها عضو فراماسونری بودند و قریب به همین تعداد نیز در گروه های Illuminati و ... عضویت داشته اند. به جرأت می توان گفت که بالغ بر 95 – 90 در صد آنها عضو این گروه ها بوده اند  و  در  این  زمینه  نیز اسناد  و مدارک  زیادی  به  دست  آمده است.(50)  در این مورد هیچ تفاوتی بین جمهوریخواه ها و دموکرات ها وجود ندارد؛  حتی گهگاه ارتباط دموکراتها با لابی های صهیونیستی آمریکا مثل ایپک، قوی تر از جمهوریخواه ها بوده است.

 

 

تنها  چند  رئیس جمهور  آمریکا  قطعاً  غیر  ماسونی  یا  ضد  ماسونی  بوده اند  که مهمترین آن ها عبارتند از:(51)

 

1 – Abraham Lincoln  (ترور شد.)

2 – Ulysses S .Grant (جزء روسای جمهور قدیم است.)

3 – John F. Kennedy (ترور شد.)  « کندی،  تنها رییس جمهور کاتولیک  آمریکا بوده است. »

 

 

چند مثال از روسای جمهور ماسونی:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روسای جمهور ضد ماسونی:

 

 

 

 

 

نکته ی مهم و بحث برانگیزی که جلب توجه می کند، این  است  که  چرا  از  بین  3

رئیس جمهور ضد ماسون ، 2 نفرشان ترور شدند در  حالی که از بین روسای جمهور ماسون، کسی ترور نشده است؟!(52)

 

 

 

4 – نحوه ی ساخت بناها و ساختمان های شهر واشنگتن (پایتخت آمریکا).

 

این شهر در بین  مسیحی های  غیر اوانجلیکال  مثل  کاتولیک ها  و  فرقه های   دیگر  پروتستان،   به  دلیل   وجود  علامت ها  و  نمادهای   شیطانی  به  شهر  شیطان  ملقب شده است.

 

  • اولین ساختمان   مورد   بحث،   پنتاگون  (وزارت جنگ آمریکا)  است.  پنتاگون  به شکل 5 ضلعی ساخته شده، که اگر اقطار آن را به هم وصل  کنیم،  ستاره ی پنج گوش در وسط آن به  وجود  می آید  که  نسبت  به  کاخ سفید،  معکوس است و تشکیل Baphomet می دهد.(53)

 

 

 

 

  • نحوه ی قرار گیری ساختمان های مهم دولتی و ماسونی از جمله  کاخ سفید و کنگره (کاپیتول) نسبت به یکدیگر:

 

  • اگر کاخ سفید و میدانهای اطرافش را به هم وصل کنیم، نسبت به کاخ سفید، شکل ستاره ی 5 پر معکوس یا Baphomet   به دست می آید.(54)  تصویر زیر که  مطلب  فوق را  نشان  می دهد،  توسط  برنامه ی  Google Earth  تهیه شده است.

 

 

 

 

  • در این تصویر، نقشه ی  اولیه ی  واشنگتن  دیده  می شود.  با  دقت  در  این نقشه خواهیم دید که طراحی خیابانها و میادین  به  گونه ای  بوده  است  که نماد Baphomet  در گوشه ای از آن رؤیت شود.(55)

 

 

 

 

 

  • در این شکل، 3 ساختمان مهم آمریکا دیده می شود؛ اگر از  ساختمان  کنگره (کاپیتول) به کاخ سفید خطی رسم کنیم (البته این خط در امتداد خیابانی قرار  می گیرد  که  این 2 ساختمان را به هم وصل  کرده  است.)،  و  خطی  هم  از کنگره به بنای  یادبود جفرسون Jefferson Memorial   وصل  کنیم (جفرسون نیز ماسون بوده است)، علامت پرگار  به  وجود   می آید.   همچنین  اگر  دو  خط  عمود  بر  هم  از  بنای  یادبود لینکلن (Lincoln Memorial) به  کاخ سفید  و  بنای یادبود جفرسون وصل کنیم، علامت گونیا حاصل می شود. (لازم به ذکر  است که لینکلن ماسون  نبوده است،   اما  بنای یادبودش  را  نیز  خودش  نساخته است، بلکه یک رییس جمهور ماسون بنای مذکور را احداث کرده است.) تصویر زیر که مطلب فوق را نشان  می دهد،  توسط  برنامه ی  Google Earth  تهیه شده است.

 

 

 

 

 

 

  • همچنین زاویه ی به وجود آمده بین  2  خط  فرضی  که  یکی  از  بنای  یادبود جفرسون و کاخ سفید می گذرد و  دیگری  از  پنتاگون  به  کاخ سفید  کشیده می شود، 33 درجه می باشد. البته  این  نکته  را  باید  خاطر  نشان  کرد  که زاویه ی 33 درجه ی مذکور را تنها هنگامی که تصویر شهر واشنگتن با مقیاس واقعی تهیه شود، می بینیم. و در صورتی که مقیاس را رعایت نکنیم، زاویه ی مذکور را نمی بینیم.  تصویر زیر که مطلب فوق را نشان می دهد و نمای شهر  را با  مقیاس  واقعی  ارایه  می نماید،  توسط  برنامه ی  Google Earth  تهیه شده است.

 

 

 

تمام این نکات  گفته   شده،  نشان دهنده ی  توطئه ی  فراماسونها  است.  به نحوی که آنها حتی نمادهای خود را در طراحی شهرها به کار بسته اند.

 

 

 

 

5 - اولین  سنگ  بنای  کنگره  (کاپیتول)  که   حدود   200   سال   پیش   در   خاک گذاشته شد، دارای نقش پرگار و گونیای فراماسونری بود.(56)

 

می توان گفت که حتی کنگره ی آمریکا هم با اهداف  ماسونی  پایه ریزی  شد. در تصاویر زیر مراسم نمادینی را می بینید که  به  مناسبت  دویستمین  سالگرد تأسیس   کنگره برگزار شد. این مراسم دقیقآً  مشابه  مراسم  واقعی  تأسیس کنگره در  200 سال پیش بود. (به علامت  پرگار و گونیای روی  سنگ  بنا  توجه فرمایید.)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توضیح یک نکته: با توجه به کنگره ی  آمریکا  متوجه  می شویم  که  پیش بینی تعدادی از روایات اسلامی در مورد  آخرالزمان  به  حقیقت  پیوسته اند.   زیرا  در روایات  ذکر  شده  است  که  در آخرالزمان،  روم  به  حیله ای  در  عراق  حاضر می شود.   بسیاری  از  علما  و  محققین نیز  آمریکا را   همان   روم   روایات می دانند.(57)   همان طور  که  در  تصاویر ملاحظه  کردید،  نام کنگره ی آمریکا (Capitol) از نام  گرگ  ماده ی  کاپیتول   که  نماد  روم  باستان  بوده،   اقتباس شده  است. به  علاوه،  تبرهای  ضخیم   کنگره ی   آمریکا (Fasces)  نیز  نماد لژیون های ارتش روم بوده است. این  موارد  در  کنار  نشانه های فراوان  دیگری که وجود دارند، نشان  می دهد  که  ساختار سیاسی  آمریکا  از   روم  باستان اقتباس شده است. بدین ترتیب پیش بینی روایات به حقیقت پیوسته است. ذکر این نکته ضروری است که ساختار فکری و  فلسفه ی  وجودی  کشور  آمریکا  از تعالیم  ماسونی  مصر  باستان  منشأ  گرفته   است،   اما   ساختار   سیاسی   آمریکا شباهت فراوانی با روم باستان دارد.

 

 

 

 

6 – مهر رسمی ایالات متحده ی آمریکا که در  پشت  اسکناس  1 دلاری آمریکا  نیز وجود دارد، از شواهد مهم دیگر نشان دهنده ی  ارتباط   آمریکا   با  فراماسونری می باشد.(58)

 

 

 

 

 

علایم و شواهدی که بر روی دلار وجود دارند و ارتباط  فراماسونری  را  با  آمریکا نشان می دهند، عبارتند از:

 

 

 

1) علایم ماسونی روی دلار: چهره ی جرج واشنگتن ، استاد اعظم  فراماسونری  و اولین رئیس جمهور آمریکا دیده می شود. در مهر سازمان خزانه داری  آمریکا بر روی دلار نیز، 13 عدد دایره ی سفید در شکل  ^    مانند  مشاهده  می گردد. (13 عدد مقدس یهودیان و عدد خوش یمن ماسون ها است و آمریکا نیز در  ابتدا 13 ایالت داشت.).

 

 

 

 

 

2) علایم ماسونی پشت دلار:  تصاویر مهر رسمی ایالات متحده ی آمریکا در پشت دلار، مهمترین علایم ماسونی هستند.  2 طرح اصلی در  مهر  آمریکا وجود دارد. در طرح اول، بر بالای سر عقاب،  ستاره ی  داوود یا  ستاره ی شش گوش دیده می شود که با  13 ستاره ی کوچک طراحی شده  است. همچنین در یک پای عقاب، 13 عدد تیر یا پیکان  قرار  گرفته است و در  پای دیگر نیز،  13 برگ زیتون و 13 دانه ی زیتون وجود دارد؛ در وسط مهر نیز، پرچم آمریکا با 7 خط سفید و 6 خط سیاه، مجموعاً 13خط طراحی شده است. (شکل زیر)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نکته ی مهم: مهر رسمی آمریکا  در  حدود  دو  قرن  پیش  ساخته  شد.  وجود علامت  ستاره ی شش گوش   در  مهر  رسمی  ایالات  متحده ی  آمریکا  (که کشوری مسیحی است.) از 200 سال قبل از تاسیس اسراییل، نشان می دهد که طرح ایجاد اسراییل از  قرن ها  پیش  ریخته  شده  و هولوکاست، افسانه  و بهانه ای بیش نیست.

 

 

در طرح  دوم  مهر  رسمی  آمریکا،  هرمی  وجود  دارد  که  در  رأس  آن،  تصویر مثلث نور افشان یا چشم جهان بین نقش بسته است.  تعداد پله های  هرم،  13 عدد  می باشد.  همچنین   عبارت « Novus Ordo Seclorum = نووس اوردو سکلوروم » (به زبان لاتین)، یا  New World Order(معادل آن در انگلیسی) در پایین مهر نوشته شده است. آنچه که امروزه دیده می شود، استفاده ی مکرر سردمداران آمریکا از جمله جرج بوش پسر،  از شعار  « فرمان جدید دنیا  یا  نظم نوین  جهانی » می باشد  که  این  شعار  مهمترین  برنامه ی  ماسونها  جهت تشکیل حکومت جهانی شیطانی است. نکته ی دیگر اینکه، اصرار در استفاده از عدد 13 و نمادهای مربوط به مصر باستان در دلار آمریکا،  نشان دهنده ی  ارتباط آمریکا با فراماسونری است و این تنها توجیه منطقی این قضیه است.

 

 

 

 

 

در تصویر  زیر، ما  اگر  پرگار و گونیای  ماسونی  را  روی  هرم و چشم جهان بین منطبق کنیم، نوک پرگار، دو حرف M  وN  را قطع می کند و محل تلاقی  گونیا  با حروف،  3 حرف S و O و A  خواهد بود، از کنار هم گذاشتن این حروف، کلمه ی ماسون به دست می آید (MASON).

 

 

 

 

 

 

یک توضیح در مورد دلار آمریکا:  از سال 1957 در  پشت  تمامی  اسکناس های  دلار آمریکا  عبارت « IN GOD WE TRUST » (ما به خدا ایمان داریم)  نقش  بست.  البته این عبارت در سال های قبل نیز هر از چند گاهی بر روی سکه های آمریکایی  نقش می بست و سپس ناپدید می شد.  اما  اسکناس های  آمریکا  از  سال  1957  این عبارت را در پشت خود داشتند.

 

 

 

 

 

بنا به نظر عده ی زیادی از صاحبنظران، این حرکت آمریکا در سال 1957 (که فقط  12 سال از پایان جنگ جهانی دوم گذشته بود و آمریکا وارد دوران جنگ سرد  با  شوروی شده بود)،  تنها به منظور مقابله با حرکت کمونیسم  که  علناً  بی خدایی  را  ترویج می کرد، انجام شد. در واقع هدف آمریکا از  این  کار، جلب  حمایت  مردم  آمریکا  و بقیه ی کشورهای  مسیحی  بود.  به  طوری  که  در  سال های  بعد  از فروپاشی شوروی، زمزمه هایی مبنی بر حذف این عبارت از پشت  اسکناس ها  شکل  گرفت که حامیان این طرح، موفق به تصویب آن در کنگره  نشدند.   شکل  زیر  نیز  یکی  از تحلیل ها را در این رابطه نشان می دهد.(59)

 

 

 

 

 

 

اتفاق دیگری که این تحلیل را تأیید می کند، حذف عبارت  « IN GOD WE TRUST » از  حاشیه ی  سکه ی  1 دلاری  یادبود  جرج واشنگتن  در  ماه  مارس  سال  2007   است.(60)  البته وزارت دارایی آمریکا از این مسأله عذرخواهی کرده و آن را سهوی  و  غیرعمد دانسته است؛ اما وجود حداقل 50000 عدد از مسکوکات فاقد این عبارت در  آمریکا، پذیرش سهوی بودن این مسأله را بسیار مشکل می نماید. زیرا اشتباه  در ضرب این تعداد سکه، بعید است. لازم به ذکر است که  سکه های  یادبود،  به  طور کلی کمیابند و 50000 عدد سکه ی فاقد عبارت مذکور در بین این سکه های کمیاب، عدد قابل ملاحظه ای است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بنابراین به سهولت می توان دریافت که درج عبارت « IN GOD WE TRUST » بر روی اسکناس های آمریکایی از سال 1957 به بعد، به دلیل اعتقاد سردمداران  آمریکا  به خداوند متعال نبوده است؛  بلکه این سردمداران  لامذهب  و  حتی  ضد مذهب،  از عبارت مذکور به عنوان حربه ای برای مبارزه با  حکومت کمونیستی شوروی  (که  آن هم علناً بی خدایی را ترویج می نمود)،  استفاده می کردند.  به همین دلیل  عبارت « IN GOD WE TRUST » را می توان به عنوان وسیله ای برای فریب  افکار  عمومی توسط سیاستمداران آمریکایی قلمداد کرد.  

 

 

 

 

7 – شاهد دیگر ماسونی بودن حکومت آمریکا، پرچم کنونی این کشور  است  که  از 13 خط سفید و قرمز تشکیل  شده  است.   (13  عدد  خوش  یمن  ماسون ها است.)

 

 

 

8 – علامت دست شیطان در دست روسای جمهور آمریکا و همپیمانانشان.

 

در تصاویر فراوانی، جرج بوش با علامت دست شیطان دیده می شود.(61)  وی این علامت را به کرات و در مکانهای مختلف استفاده  کرده  است.  

 

 

 

لازم به ذکر است که  همین مسأله برای جرج بوش و خانواده اش دردسر ساز  شد،  چرا که در روزنامه ها  و نشریات، انتقاد شدیدی از این رفتار گشت.  خانواده ی  جرج بوش  در توجیه این  مسأله گفتند  که:   « علت استفاده ی ما از  علامت  مذکور،  این  است  که  ما طرفدار تیم  تگزاس لانگهورنز  هستیم  و  این  علامت  نیز  علامت  طرفداران  تیم تگزاس لانگهورنز است. ».

 

البته این توجیه  مطمئناً  دروغ  است.  مطالبی  که  این  توجیه  را  رد  می کنند عبارتند از:

 

1) علامت تیم تگزاس لانگهورنز، عمدتاً با هر دو دست و با  پشت  دست  نشان  داده می شود، ولی علامت دست شیطان (که توسط خانواده ی بوش  مورد  استفاده قرار می گیرد)، با یک دست و با کف آن نمایش داده  می شود. (62) (البته گهگاه ممکن است علامت  تگزاس لانگهورنز  با  یک  دست  نیز  نشان داده شود.)

 

 

 

 

2) جرج بوش   در  دانشگاه  « Yale »   تحصیل   کرده  و   هیچگاه  در  دانشگاه « Texas Longhorns » درس نخوانده است؛   بنابراین  طرفداری  وی  از  تیم تگزاس لانگهورنز   که  تیم   ورزشی   همان   دانشگاه   است،   عجیب   به  نظر می رسد!(63)

3) استفاده ی مکرر بوش  از علامت  مذکور  در  مکان های  مختلف  و  جلسات گوناگون،  بیانگر این  مطلب  است  که  علامت  مورد  استفاده   توسط   او، نمی تواند علامت یک تیم ورزشی باشد. چرا که بوش حتی در جلساتی  که هیچ سنخیتی با ورزش ندارند نیز، از علامت Cornuto استفاده  کرده  است. برای مثال، وی این علامت را در  جلسات  سیاسی،  دیدار  با  سران کشور های دیگر (به خصوص سران کشور های غربی) و ... به کار برده است.  حال آن که سران کشور های دیگر،  تیم راگبی تگزاس لانگهورنز  را نمی شناسند و علامت این تیم برای آنان معنی ندارد. مگر این که علامت  مذکور  را  همان Cornuto یا  « دست شیطان »  فرض  کنیم که در  این  صورت،  می توانیم بگوییم  که  علامت  دست  جرج بوش  برای  آن ها  نیز  که عمدتاً  ماسون  هستند، معنا دار بوده و به صورت سلام ماسونی و شیطانی معنا می شود.

4) عضویت  جرج بوش  در  گروه  ماسونی  « Skull & Bones »   و   استفاده ی اعضای این گروه از Cornuto به عنوان  علامت « دست شیطان »،  خود دلیل دیگری است که نشان می دهد علامت  مذکور،  دقیقاً  به  معنای  « دست شیطان » است، نه چیز دیگر.

 

بنابراین همان گونه که ملاحظه فرمودید، توجیه خانواده ی بوش  در  استفاده از Cornuto بی اساس  بوده،  و  این  علامت،  معنای  دیگری   جز  « دست شیطان » نمی تواند داشته باشد.

 

 

نکته ی مهم: علامت Cornuto  علامتی است که باید در تفسیر آن بسیار  محتاطانه عمل کرد. زیرا علاوه بر معنای « دست شیطان » که در غرب شناخته  شده  است، معانی دیگری نیز دارد. برای مثال در بین ناشنوایان، این علامت، مترادف I Love You است. در  مناطق  آذری  زبان  ایران  و  ترکیه  نیز  این علامت،  نماد  بوزقورت (گرگ خاکستری) می باشد که این نماد ، در بین آذری ها شناخته  شده  است . بنابراین Cornuto  هنگامی به معنای دست شیطان است که  یک  فرد  شنوای  اروپایی  یا آمریکایی در مکان های متعدد از این علامت استفاده می کند و از  سوی  دیگر،  این شخص با گروه های مخفی و مشکوک مرتبط است.(64)  به عبارت  دیگر،  هر  گردی گردو نیست! برای اطلاق لفظ دست شیطان به علامت Cornuto  باید  هم  به  محل زندگی فرد ، موقعیت ، وضعیت جسمی ، ارتباط وی با  گروه های مشکوک  و  دلیل وی در استفاده از این علامت بررسی شود. در ضمن، استفاده از  Cornuto  در  کنار علایم دیگر شیطانی اهمیت دارد. در واقع این علامت،  تأیید  کننده  است  نه  اثبات کننده.

 

 

 

 

ادامه دارد ..............

بقیه ی مطلب در بخش ۲ .............

 

 

 

تذکر: پی نوشت ها  و  منابع  را  می توانید  به  صورت  فرمت های  PDF  یا  Word  با  حجم  کم، از  آدرس  اینترنتی  زیر دانلود کنید:

 

http://www.zshare.net/download/429645878e8855                                       :PDF

http://www.zshare.net/download/429640112022c3                                        :Word    

(توجه: آدرس های اینترنتی موجود در پی نوشت ها و منابع را Copy کرده و آن ها را در بخش Address مرورگر اینترنتی خود، Paste نمایید. تنها با این کار می توانید به صفحه ی اینترنتی مذکور مراجعه نمایید و با کلیک کردن بر روی آدرس اینترنتی در صفحه ی PDF یا Word، نمی توانید وارد صفحه ی اینترنتی مربوط به آدرس مذکور شوید.)  

 

 
 |    نوشته شده توسط خاله جان ناپلئون
 
   
                             

                                  به نام آنکه تصمیم ها را شکست !

سیزده بدر ایرانیان !!!

تاريخ حكايتي خونبار تر از حوادث سال هاي تسلط داريوش بر ايران و شرق ميانه به ياد ندارد و تمدن آدمي هول آور تر و خشن تر از كشتار ايرانيان در ماجراي پوريم ثبت نكرده است... اقدام يهوديان در انهدام برنامه ريزي شده ، منظم ، ناگهاني و سراسري بوميان ايران ، پيش و بيش از همه ، به علت مخالفت و مقابله ي وسيع اقوام كهن ايران ، با تسلط وحشيان هخامنشي بوده است ، كه به وسيله يهوديان حمايت ، رهبري و راهنمايي مي شده اند .
« ناصر پورپيرار ، مورخ »



« تورات در كتاب استر2 مي گويد : خشايار شاه پادشاه پارس در آخرين روز جشن 180 روزه كه از باده نوشي سرمست بود ، دستور داد ملكه وشتي زيباييش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد . ملكه امتناع ورزيد و پادشاه بسيار خشمناك شد.
در شوش يك يهودي به نام مردخاي پسر يائيز زندگي مي كرد ، او دختر عموي زيبايي داشت بنام هدسه دختر ابيحايل كه به او استر هم مي گفتند . زماني كه قرار شد از تمام بلاد دختران زيباروي به حرمسراي پادشاه آورده شوند استر نيز همراه دختران زيباي بيشمار ديگري به حرمسراي قصر شوش آورده شد . به توصيه مردخاي استر به هيچ كس نگفته بود كه يهودي است . استر بيش از دختران ديگر مورد توجه و علاقه پادشاه قرار گرفت بطوري كه پادشاه تاج بر سر استر گذاشت و او را به جاي وشتي ملكه ساخت . اما استر مثل زمان كودكي دستورات مردخاي را اطاعت مي كرد. »

تا اينجاي داستان به چند نكته بايد توجه كرد :
1. امتناع وشتي از نماياندن خود ، مي فهماند كه زن ايراني راضي نيست ملعبه ديگران قرار گيرد . در ضمير زن ايراني حجب ، حيا و عفت از روزگاران دور وجود داشته است .
2. زيبايي استر نيز قابل ملاحظه است چيزي كه در طول تاريخ ، يهود از آن بهره برده و امروز نيز يكي از ابزارهاي مهم جاسوسي و نفوذ به دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي حكومتها و سازمانهاي دولتي و بين المللي ، استفاده يهود از زنانش مي باشد . انان براي به انحراف كشيدن نسل ها هم از حربه ي نمايش زنان بهره برده و مي برند .
3. واضح است پيماني كه او بعنوان ملكه با پادشاه مي بندد بر اساس پنهان كاري است ، او تصميم به شتر دزدي دارد لكن در ابتدا تخم مرغ دزدي را به اجرا مي گذارد . به يهودياني كه براي مقاصدي شوم دين ، عقيده و باور خود را پنهان مي كنند و از اسم و رسم مقصد بهره مي برند آنوسي مي گويند . و استر يك آنوسي است . ظاهرا ملكه ي پادشاه است . رسما تورات مي گويد : او فرمانبر مردخاي يهودي است

« مرد خاي نيز از طرف پادشاه به مقام مهمي در دربار منصوب مي شود . با توصيه مردخاي ، استر عليه هامان « وزيرالوزرا » دسيسه كرده و شاه هامان را اعدام و املاك او را به استر مي بخشد . بعد از ان پادشاه انگشتر خود را به مردخاي داد .
پادشاه به ملكه استر و مردخاي گفت : شما مي توانيد حكمي مطابق ميل خود بنام پادشاه براي يهوديان صادر كنيد و آن را با انگشتر پادشاه مهر كنيد . »

26 قرن از ماجراي استر ، مردخاي و هامان مي گذرد متاسفانه تاريخ شناسان ايران بيشتر به زرق و برق پادشاهان و افتخارات جعلي زمامداران پرداخته اند . و سلسله هاي پادشاهي را برايمان آرايشگري كرده اند .
جوان ايراني از ماجراي دردناك نخبه كشي و ايراني كشي كه در كتاب استر آمده ، خبر ندارد . استر و مردخاي توطئه گر را نمي شناسد . هامان « وزيرالوزرا » كه مورد خشم يهود قرار گرفته است را نمي شناسد . او نمي داند كه هامان در هنر دست ميكل آنژ بر سقف نمازخانه سيس تين واتيكان چهره معصومي دارد كه به صليب كشيده شده است .


آيا ميكل آنژ دانسته يا ندانسته نمي خواهد رنج و مصيبت مسيح بدست يهوديان را در صورت هامان بنماياند ؟
آناني كه دم از ايرانيت ، قوميت و نژاد مي زنند از چه طريقي هامان سوزان3 را كه در بسياري از نقاط جهان برگزار مي شود ، به گوش جوان ايراني رسانده اند ؟

« مردخاي فرماني بنام پادشاه نوشت و آن را به همه جا فرستاد . فرماني كه به يهوديان اجازه مي داد متحد شوند و بد خواهان خود را از هر قومي كه باشند ، بكشند و دارايي شان را به غنيمت بگيرند . تورات مي گويد در سراسر مملكت همه از يهوديان مي ترسيدند تمام حاكمان و استان داران ، مقامات مملكتي و درباريان از ترس مردخاي ، به يهوديان كمك مي كردند . و به اين ترتيب يهوديان به دشمنان خود حمله كردند و آنها را از دم شمشير گذرانده ، كشتند. »

تورات توضيح نمي دهد كه چرا همه ي مردم ايران از يهود مي ترسيدند چگونه مي شود در يك مملكت غير يهودي همه ي قدرت در انحصار يك يهودي قرار گيرد و همه ي مقامات از او بترسند مگر اينكه بپذيريم پادشاهان هخامنشي4 دست نشاندگان يهود بودند . آنچه كه تورات و يهوديان بر آن تاكيد دارند ، اين است كه آنان در ماجراي پوريم كه پانزده ملت ايران را نابود كرده اند و هزاران نفر از هنرمندان ، انديشمندان و مردم عادي را كشته اند ، پيش دستي و قتل عام پيش گيرانه بوده است .
از يهوديان و حاميانشان مي پرسيم ، به چه دليل مردم سراسر شرق ميانه نسبت به اين قوم نفرت و در دل كينه داشته اند ؟ آيا سبب دشمني هميشگي آدمي با يهوديان را نمي توان در رفتار حريصانه و توطئه گرانه اين قوم با ديگران دانست ؟

« تورات مي گويد در آن روز آمار كشته شدگان به عرض پادشاه رسيد . او ملكه استر را خواست و گفت : يهوديان تنها در پايتخت پانصد نفر را كه ده پسر هامان نيز جزو آنها بودند ، كشته اند . پس در ساير شهر هاي مملكت چه كرده اند ؟ روز بعد باز يهوديان پايتخت جمع شدند و سيصد نفر ديگر را كشتند ، بقيه يهوديان در ساير استان ها هفتاد و پنج هزار نفر از دشمنان خود را كشتند و از شر آنها رهايي يافتند . »

از ابتدا تا انتهاي كتاب استر هيچ كلمه اي كه نشان دهد خون از بيني حتي يك يهودي ريخته شده است ، وجود ندارد . به هيچ آزار عملي اي از سوي ايرانيان نسبت به يهود اشاره نشده است . با اين وجود آنان قصاص قبل از جنايت را چگونه توجيه مي كنند ؟

چگونه است كه بعد از 26 قرن همچنان ايام پوريم ، سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم ماه ادار ، روزهايي كه از هر يازده نفر ايراني يك نفر كشته شده است را به عنوان روز سپاسگزاري ، روز امحاء دشمنان يهود و روز پوريم جشن مي گيرند . بسياري از يهوديان اروپا و آمريكا به جاي پوريم ، اين مراسم را جشن ايراني كشي مي نامند .
اما ايرانيان از همان زمان سيزدهم فروردين را كه مصادف با آن ايراني كشي وحشيانه بود به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به قوم يهود و وحشيان هخامنشي ، كه سراسيمه از خانه و كاشانه شان فراري شده بودند ، سر به كوه و صحرا مي گذارند . و نافرخندگي سيزده ي فروردين را دور از خانه بدر مي كنند .

اما اينك به دليل هجمه ي گسترده فرهنگي و تسلط فراگير يهود بر رسانه هاي ارتباط جمعي و غفلت نگران كننده ي جمع كثيري از ارباب قلم و دانش ، اين روز نه تنها نمادي از مبارزه با يهود را با خود ندارد ، بلكه در جهت خواسته ي يهود ، آمال و آرزوي يهود را كه همانا غفلت ، جهل ، خرافه پرستي و باستان پرستي ايراني است را بر آورده مي سازد .

پي نوشت :

1-  پوريم يكي از بزرگترين جشن هاي يهوديان است . يهوديان در جشن پوريم در دو نوبت به قرائت كتاب استر مي پردازند . آنان واقعه كشتار 75800 نفر از ايرانيان را معجزه الهي مي دانند و به همين مناسبت سيزدهم ماه ادار را روزه مي گيرند . چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص و پايكوبي مي پردازند .

2- استر نام آخرين دفتر از كتاب تورات است در اين دفتر نامي از يهوه ، خداي بني اسرائيل برده نشده . اين كتاب در اواخر عهد هخامنشي و يا پس از آن نوشته شده است . بنابر نوشته د. جويني مطالب كتاب استر تماما در خدمت مصالح رباخواران حاكم بر جهان ، يعني صهيونيستها و فراماسونها است .
اين كتاب عمق نفرت و انزجار تند يهود نسبت به غير يهوديان به ويژه ايرانيان را نشان مي دهد . شدت و تندي نفرت بحدي است كه حاخام ها و فقيهان قوم يهود در سده اول ميلادي مطمئن و متفق القول نبودند كه آيا بايد كتاب استر را در
كتاب مقدس بياورند يا نه ؟ از اقوال مارتين لوتر از رهبران پروتستان ها نقل كرده ان كه گفته است : اي كاش اين داستان وجود نداشت .

3-استاد ناصر پور پيرار در مقاله شنبه 8 شهريور 1382 در وبلاگ http://naria.persianblog.com مي نويسد : واژه هخامنش لقبي است كه پس از تسلط داريوش و نخست وزيري مردخاي و انتخاب استر به عنوان ملكه داريوش و قتل عام پر خشونت مخالفان يهود در سراسر ايران ، كه نزد يهوديان به عيد پوريم معروف است و بالاخره تسلط كامل رابي هاي يهود در ايران و بين النهرين مردم شكست خورده منطقه بر قوم داريوش نهادند و آن را حاخام منش به معناي پيرو روحانيت يهود نام نهادند .
تورات به دفعات بر تسلط كامل رابي هاي يهود بر دربار هخامنشيان تاكيد مي كند كه مشروح آن را مي توان در كتاب هاي استر ، عزرا ، نحميا ، دانيال و اشعيا در تورات يافت .

4- هامان سوزان مراسمي است كه يهوديان هر ساله در بسياري از كشور هاي دنيا برگزار مي كنند . بنابر آنچه آقاي عباس احمدي در مقاله عيد پوريم در بخش خبر نامه http://mag.gooya.com نوشته است : در ايتاليا ، فرانكفورت آلمان ، سالونيكاي يونان ، ايران ، افغانستان ، ليبي ، مراكش ، بخاراي ازبكستان ، منطقه قفقاز ، يمن برگزار مي شود . ويژگي اين مراسم سوزاندن هامان و رقص و پايكوبي يهوديان به هنگام آتش زدن مجسمه هامان است . در ازبكستان مجسمه را از يخ مي سازند و به دور آن آتش روشن مي كنند . در يونان نان هايي به شكل هامان درست ميكنند و با چاقو سر آن را مي برند . در ايران مجسمه هامان را به دار مي كشند ، سپس مي سوزانند.

نوشته شده  توسط علي خليل اسماعيل 
 
 |    نوشته شده توسط خاله جان ناپلئون
 
   
                         

                                          به نام آنکه تصمیم ها را شکست !

 

تلمود : نژاد پرستی یهود

ادامه مطالب تلمود: سند نژاد پرستی

تلمود

( این کتاب هولناک در اصل چند جلد بیشتر نبوده اما از هشت قرن پیش ، به دوازده جلد افزایش یافته و امروز شامل 36 جلد در قطع وزیری می شود. تلمود انبار شرارت های یهود است. کار تالیف آن حدود دو قرن، پیش از جمع آوری اسفارت تورات، آغاز شد. ازدو قرن پیش پس از جمع آوری اسفار و رواج آن و بازگشت از بابل، باب تورات بسته شد و تلمود با فسانه ها و اساطیر عجیب و غریب خود بر تورات فائق آمد و آن را تحت الشعاع خویش قرارداد. همه ی بذ رهای ناپاکی در تلمود است. « پروتکل های دانشوران صهیون، اثر عجاج نویهض ، آستان قد رضوی ، 1373 ،ص 42 » ).

خاخام های یهودی در طول سال های متمادی شرح ها و تفسیر های خود سرانه و گوناگونی بر تورات نوشته اند که همه آنها را خاخام (( یوخاس )) در سال 1500 م جمع آوری نموده و به اضافه ی چند کتاب دیگر که در سال 230 و 500 م  نوشته شده بودند به نام (( تلمود )) یعنی تعلیم دیانت و آداب یهود، جمع آوری کرد

این کتاب نزد یهود بسیار مقدس و در ردیف تورات و عهد عتیق قرار دارد ( بلکه از تورات هم بالاتر است چنانچه (( گرافت )) می گوید : بدانید که گفتار خاخام از گفتار پیامیر بالاتر است )

برای اینکه بیشتر به خود پرستی و آرمان های ضد انسانی یهود پی ببرید خوب است چند جمله ای را هم بنویسم :

1 – روز دوازده ساعت است :

در سه ساعت اول آن خداوند شریعت را مطالعه می کند

در سه ساعت دوم احکام را صادر می کند

در سه ساعت سوم جهان را روزی می دهد

در سه ساعت آخر هم با حوت دریا که پادشاه ماهی هاست بازی می کند

هنگامی خداوند امر کرد (( هیکل )) را خراب کنند خطا کرده بود به خطای خویش اعتراف کرده و به گریه در آمده و گفت : (( وای بر من که امر کردم خانه ام را خراب کنند  وهیکل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمایند )) .

خداوند از اینکه یهود را به چنین حالی گذاشته سخت پشیمان است و هر روز لطمه به صورت خود می زند و زار زار گریه می کند گاهی از چشمانش دو قطره اشک به دریا می چکد و آن چنان صدا می کند که تمام اهل جهان صدای گریه ی او را می شنوند و آب های دریا به تلاطم و زمین به لرزه در می آید .

هرگز خداوند از کارهای ابلهانه غضب و دروغ بر کنار نیست

2 – قسمتی از شیاطین، از فرزندان آدم هستند . آدم، زنی داشت از شیاطین به نام (( لیلیث )) که مدت 130 سال همسر آدم بود شیاطین از نسل او متولد شدند!

(( حوا )) در این مدت 130 سال جزء شیطان فرزندی نزایید زیرا او هم همسر یکی از شیاطین شده بود .

انسان می تواند شیطان را بکشد به شرطی اینکه خمیر نان عید را نیکو به عمل آورد .( خمیر نان عید از خون غیر یهودیان ساخته می شود ).

3 – ارواح یهود از ارواح دیگران افضل است زیرا ارواح یهود جزء خداوند است ! همچنان که فرزند جزء پدرش می باشد روح های یهود نزد خداوند عزیزتر است زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است  نطفه غیر یهود مثل نطفه بقیه ی حیوانات است.

4 – بهشت مخصوص یهود است و هیچ کس به جز آنها داخل آن نمی شوند ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است و جز گریه و زاری چیزی عاید آنها نمی شود زیرا زمینش از گل  و بسیار تاریک و بد بو است .

پیامبری بنام یهود نیامده است و تا حکم اشرار ( غیر یهود ) منقرض نشود ظهور نخواهد کرد و هر وقت که او بیاید زمین خمیر نان و لباسی پشمی می رویاند در این وقت است که سلطه و پادشاهی یهود باز گشته و تمام ملت ها مسیح را خدمت خواهند کرد ! آن زمان هر یهودی دو هزار و هشتصد برده خواهند داشت.

5 – بر یهود لازم است که املاک دیگران را خریداری کند ( به علت قوانین اقتصادی خاصی که در آئین می باشد ، آنها ثروتمند ترین مردمان جهان می باشند برای نمونه فقط در آمریکا بیشتر از 80 % ثروت و منافع این کشور در قبضه ی یهودیان می باشد « انفجار در آمریکا، اثر جو کام، ص 4 »  تا آنها صاحب ملک نباشند و همیشه سلطه ی اقتصادی برای یهود باشد و چنانچه غیر از یهودی بر یهود تسلط پیدا کند ، یهود باید بر خود گریه کند و بگوید : وای بر ما، این چه ننگی است که ما زیر دست و جیره خوار دیگران شده ایم.

 پیش از آن که یهود نفوذ و سلطه  کامل خود را به دست آورد لازم است جنگ جهانی بر پا و دو ثلث بشر نابود شود و در مدت هفت سال یهود اسلحه های جنگ را خواهد سوزانید و دندان های دشمنان بنی اسرائیل به مقدار بیست و دو ذرع که تقریبا هزار و سیصد و بیست برابر دندان های عادی می شود از دهانشان بیرون خواهند آمد هنگامی که مسیح حقیقی پا به عرصه ی وجود خواهد گذاشت یهود آنقدر ثروت و مال خواهند داشت که کلیه صندوق هایشان را به کمتر از سیصد الاغ نتوان حمل کرد !

کشتن مسیحی از واجبات مذهبی ماست ( دین توحیدی حضرت موسی در طول قرن های متمادی به وسیله زورمندان و چپاولگران، تحریف شد و عملا در خدمت سلطه و ستم در آمد و بدین ترتیب چیزی که بنام دین یهود در دست است آن مرام و مسلکی نیست که رسول خدا حضرت موسی برای نجات بندگان و بردگان و مستضعفین، مبلغ آن بود . ظهور و بعثت حضرت عیسی نیز نشان دهنده آن است که احکام زمان، تعالیم حضرت موسی را به نفع خود دگرگون ساخته و از پوسته ی ظاهری دین به عنوان ابزاری جهت تحمیق توده های مرد م استفاده می کردند. نکته ی قابل توجه این است که ضد خدایانی که در هنگام بعثت حضرت عیسی لباس یهودیت به تن کرده بودند، آن حضرت را که مبلغ همان پیام خالص توحیدی و مرام حضرت موسی بود، به شدید ترین وجه، مورد اذیت و آزار قرار دادند و سرانجام به خیال خود وی را (( و در واقع فرد دیگری را به جای او )) کشتند و بدین ترتیب کاملا ثابت کردند که خط توحیدی و ضد استکباری پیامبران الهی ، با آن یهودیتی که آنها مدعی آن بودند ، اززمین تا آسمان فاصله دارد .« جنایت جهانی ، اثر شمس الدین رحمانی ، نشر پیام نور ، چاپ دوم ، 1381 ، ص 14 » .  و پیمان بستن با او یهودی را ملزم به ادا نمی کند روسای مذهب نصرانی و هر که را که دشمن یهود است در روز باید سه مرتبه لعن کرد .

(( یسوع ناصری )) ( حضرت مسیح علیه السلام ) که ادعای پیامبری کرده و نصاری ( مسیحیان ) گولش را خوردند با مادرش مریم که او را از مردی به نام (( باندار )) به زنا آورده بود در آتش جهنم می سوزند کلیساهای نصاری که در آن سگ های آدم نما به صدا در می آیند به منزله ی زباله خانه است .

6 – اسرائیلی نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است اگر غیر یهودی یک یهودی را بزند چنان است که به عزت و الهیه جسارت کرده است و جزای چنین شخصی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او را کشت .

اگر یهود نبود برکت از روی زمین برداشته می شد و آفتاب ظاهر نمی شد و باران نمی بارید همچنان که انسان بر حیوانات فضیلت دارد یهود نیز براقوام دیگر فضیلت دارد نطفه ای که از غیر یهود منعقد می شود نطفه ی اسب است اجانب ( غیر یهودیان ) مانند سگ هستند و برای آنها عیدی نیست زیرا عید برای اجنبی و سگ خلق نشده است سگ ازغیر یهودی افضل است زیرا دراعیاد باید به سگ نان و گوشت داد ولی نان دادن به اجنبی حرام است. هیچ قرابت و خویشی بین اجانب نیست مگر نسل و خاندان الاغ قرابتی است ؟

خانه های غیریهودی به منزله طویله است اجانب دشمن خداوند و مثل خنزیر( خوک ) قتلشان مباح است اجانب برای خدمت کردن یهود به صورت انسان خلق شده اند یسوع مسیح کافراست زیرا ازدین، مرتد گشت و به عبادت بت پرداخته است لذا هرمسیحی که یهودی نشود بت پرست و دشمن خدا خواهد بود وازعدالت خارج است وانسانی که برغیر یهود کوچکترین ترحمی روا دارد عادل نیست .

غش و خدعه کردن با غیریهودی منع نشده است. سلام کردن به کفار( غیر یهودیان ) اشکال ندارد به شرط اینکه دردل او را مسخره کرده باشد .

7 – چون یهود با عزت الهیه مساوی هستند، بنابراین تمام دنیا وهرچه دراوست ملک آنها می باشد و حق دارند که برآن تسلط کامل یابند دزدی از یهودی حرام است وازغیر یهودی جایزمی باشد چون اموال دیگران مانند رمل های ( شن های ) دریاست وهرکس زودتر برآن دست گذاشت او مالک است .

یهود مانند زن شوهرداراست وهمچنانکه زن درمنزل به استراحت می پردازد وشوهرخرجی او را می دهد بی آنکه در کارهای خارج ازمنزل با او شرکت کند یهود هم به استراحت پرداخته و دیگران باید آنها را  روزی بدهند .

8 – هرگاه یهودی و اجنبی شکایت داشته باشند باید حق را به جانب یهودی داد اگرچه برباطل باشد بر شما جایزاست مامورین گمرک را غش بنمایی و برای او قسم دروغ بخورید... از خاخام (( سموئیل )) یاد بگیرید  سموئیل ازمردی اجنبی کاسه ای از طلا به قیمت چهاردرهم خرید درحالی که فروشنده نمی دانست که آن طلاست با این حال یک درهمش را هم دزدید !

ربودن اموال دیگران به وسیله ی ربا مانعی ندارد زیرا خداوند شما را به گرفتن ربا ازغیر یهودی امر می فرماید. به کسانی که یهودی نیستند قرض ندهید مگر آنکه نزول بگیرید درغیراینصورت قرض دادن به غیر یهودی جایز نیست و ما ماموریم که به آنها ضرر برسانیم .

حیات و زندگانی دیگران ملک یهود است چه رسد به اموال آنها! هرگاه غیر یهودی احتیاج به پول داشته باشد آن قدر باید ازاو ربا و نزول گرفت تا تمام دارایی خود را از دست بدهد .

9 – غیریهودی هرچند صالح و نیکوکار باشد او را باید کشت. حرام است غیر یهودی را نجات بدهید حتی اگردرچاهی بیفتد باید فورآ سنگی بر درآن گذاشت اگر یکی ازاجانب را بکشیم مثل این است که در راه خدا قربانی کرده ایم اگر یک نفر یهودی کمکی به غیر یهودی بکند گناهی نابخشودنی مرتکب شده است و اگر غیریهود در دریا درحال غرق شدن است نباید نجاتش بدهی زیرا آن هفت ملتی که در زمین (( کنعان )) بودند و بنا بود یهودیان آنها را به قتل برسانند همه ی آنها نابود نشدند و ممکن است آن شخصی که در حال غرق شدن است از آنها باشد .

تا می توانید ازغیر یهودی بکشید واگر دستتان به کشتن او رسید و او را نکشتید مرتکب خلاف شده اید هلاک کردن مسیحی ثواب دارد و اگر کسی نمی تواند او را بکشد لااقل سبب هلاکتش را فراهم نماید . کسانی که مرتد شوند ( یهودیانی که ازآیین یهود سربا زنند ) اجنبی و اعدامشان لازم است مگر آن که برای خدعه به دیگران مرتد شده باشند .

10 – تعدی کردن به ناموس غیر یهودی مانعی ندارد زیرا کفار مثل حیوانات هستند و حیوانات را زناشویی نیست یهودی حق دارد زن های غیر مومنه ( زنانی که یهود نباشند ) را به غصب بربایند و زنا و لواط با غیر یهودی عقاب و کیفری ندارد زیرا یهودی مانعی ندارد تسلیم امیال و شهوات خویش شود .

11 – قسم خوردن جایزاست خصوصآ در معاملات با غیر یهودی اصول قسم خوردن برای قطع نزاع تشریع شده است اما نه برای کفار زیرا آنها انسان نیستند جایز است انسان شهادت زور بدهد ( با اینکه می داند حق با یهودی نیست ولی شهادت دروغ بدهد ) چنانچه لازم است اگر می توانید بیست قسم دروغ بخورید ولی برادر یهودی خویش را در معرض خطر قرار ندهید بر یهود واجب است روزی سه مرتبه مسیحیان را لعن کنند و دعا کنند تا خداوند آنها را نابود سازد بر ما لازم است که با نصاری مانند حیوانات معامله کنیم کلیسا های نصاری خانه های گمراهی است و خراب کردن آنها واجب و ضروری است .

12 – ملت برگزیده خداوند ماییم و لذا برای ما حیوانات انسان نمایی خلق کرده است زیرا خدا می دانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم یکی حیوانات بی شعور وغیر ناطقه مانند بهایم و دیگری حیوانات ناطقه و با شعورمانند مسیحیان ومسلمانان وبوداییان و برای آن که بتوانیم ازهمه ی آنها به اصطلاح سواری بگیریم خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و برای همین ما باید دختران زیبا و خوشگل خود را برای پادشاهان و وزراء و شخصیت های برجسته ی غیر یهود به ترویج درمی آوریم تا به وسیله ی آنها بر حکومت های جهان تسلط داشته باشیم ! چنانچه معلوم شد یهود یک حزب خطرناکی برای فریب دادن مردم است که آن هم به صورت مذهب و آیین در آمده است .

 
 |    نوشته شده توسط خاله جان ناپلئون
 
   
 

                                                   به نام آنکه تصمیم ها را شکست !

 

 

جنایت ها

یهود دارای دو عید مقدس است که این عیدها بدون تناول خون تمام نمی شوند :

عید یوریم در مارس purim . عید فصح در آوریل Passover  .

هر ساله افراد زیادی قربانی این دو عید (( مقدس )) می شوند به نمونه های زیر توجه فرمایید :

1 – روز چهارشنبه سال 1840 م کشیش ایتالیایی آقای اپ فرانسوا انتوان توما به اتفاق خدمتکار خود ابراهیم از خانه بیرون آمده و ناپدید می شوند پس از تحقیق و جستجوی بسیاری که از طرف ملت و دولت شروع شد معلوم می شود که کشیش بیچاره به دست یهود قتل رسیده است سلیمان سر تراش که یکی از متهمین بود در اعترافات خود چنین اظهار داشت که نیم ساعت از مغرب گذشته بود که خدمتکار داوود هراری وارد شده و درخواست کرد که فورا خود را به خانه ی داوود برسانم من هم فورا خود را به منزل او رساندم در آنجا هارون هراری – اسحاق هراری – یوسف هراری – یوسف هراری – یوسف لینیود – خاخام موسی ابوالعافیه – خاخام موسی بخوریو دامسلونکی و داوود هراری ( صاحب خانه ) را دیدم که جمع بودند من به مجرد اینکه وارد منزل شدم و کشیش (( توما )) را دستت و پا بسته دیدم فهمیدم برای چه مرا احضار کردند .

خلاصه پس از آن که من وارد شدم درهای منزل را بسته و طشت بزرگی را حاضر نمودند و از من خواهش کردند که او را بکشم . ولی من امتناع کردم . داوود گفت : پس تو و بقیه سرش را بر طشت نگه دارید تا ما کارش را یکسره کنم . در این وقت کشیش را پیش آورده سرش را از بدنش جا کردند و جسد بی جانش را به انبار برده و با هیزم آتش زدیم سپس جسد او را قطعه قطعه کردیم و در کیسه های بزرگی جای داد و در صرافی واقع در اول خیابان یهود دفن نمودیم ماموریتمان که تمام شد به ابراهیم خادم کشیش وعده دادند که اگر این سر را برای کسی فاش نکند او را از مال خودشان داماد خواهند کرد .

بازپرس سوال کرد :

استخوان هایش را چه کردید ؟

-  با دسته ی هاونگ خرد کردیم !

سرش را چه کردید ؟

-  با دسته ی هاونگ خرد کردیم !

روده هایش را چه کردید ؟

- آنها قطعه قطعه کرده و در یکی از صرافی های نزدک دفن کردیم !

آنگاه بازپرس رو به اسحاق هراری کرد و پرسید :

آیا به اعتراف سلیمان اعتراض دارید ؟

- آنچه سلیمان می گوید صحیح است ولی شما نمی توانید این عمل را جرم محسوب کنید زیرا یکی از مراسم مذهبی ما در این عید استفاده از خون غیر یهود است .

خون کشیش را چه کردید ؟

- در شیشه کرده و به خاخام موسی ابوالعافیه دادیم .

در مراسم مذهبی شما در چه چیزی از خون استفاده می شود ؟

- در خمیر نان عید

آیا همه ی یهودیان باید از این خمیر استفاده کنند ؟

- نه ولی چنین نانی باید نزد خاخام بزرگ موجود باشد

2 – در سال 1823 روز (( عید فصح )) در شهر valisob واقع در شوروی سابق کودک دو ساله ای ناپدید شد و پس از یک هفته جستجو جسد بیجان او را در یکی از لجن زارهای خارج از شهر پیدا کردند و با آنکه آثارفروبردن میخ و سوزن بر آن نمایان بود ولی قطره ای خون بر لباس وجود نداشت و چنانچه بعدا معلوم شد جسد را بعد از قتل شسته بودند .

خانمی که تازه یهودی شده بود ( در آیین یهود یک غیر یهودی نمی تواند یهودی شود و یهودیان که معتقد به اصالت نژادی هستند او را به عنوان یهودی قبول ندارتد و تنها کسی را یهودی اصیل و واقعی می دانند که از پدر و مادر یهودی متولد شده باشد ولی این مطلب را مخفی نگاه می دارند و غیر یهودیان را به ظاهر در آیین یهود وارد کرده و از آنها برای مقاصد شومشان استفاده می کنند) و دراین قصه متهم بود دراعترافات خود چنین گفته است :

ما از طرف یهود مامور شدیم که این کودک مسیحی را ربوده و در ساعت معینی در منزل یکی از آنها حاضر کنیم هنگامی که ما با آن کودک وارد منزل شدیم دیدیم همه دور میزی نشسته و منتظر ما هستند طفل را روی میز گذاشته و با قدری شکلات و بیسکویت و شیرینی سر او را گرم کردیم کودک بیچاره همین که مشغول خوردن بود یکی از آنها میخ تیز و درازی را در رانش فرو برد صدای دلخراش کودک بلند شد هراسان به یکی از آنها پناه برد او هم نامردی کرد و با سوزن درازی که در دست داشت پشت کمرش را مجروح کرد طفل باز فریادی زد و به سومی پناه برد او هم سینه اش را سوراخ کرد خلاصه آنقدر میخ و سوزن به بدنش فرو کردند که همان جا جان سپرد سپس خونش را در شیشه کرده و به خاخام بزرگ تسلیم کردند .

3 – در یکی از روزهای گرم تابستان یهودیان به یکی از خانه های مسلمان فلسطینی حمله کردند درمورد این واقعه دختر بزرگ آن خانواده چنین می گوید :

وقتی سربازان یهودی وارد منزل ما شدند چنان وحشت زده شدیم که می خواستم هلاک شوم خواهر کوچکم به گوشه ای فرار کرد و پدر و مادرم فریاد می زدند و کسی نبود که به ما کمک کند مردان وحشی و حیوان صفت و قسی القلب یهود پدرم را با لگد و مشت و ته تفنگ کشته و ما را پا بسته کشان کشان از خانه بیرون آوردند .

" در روزی که قشون معاویه به شهر انبار حمله کردند و زینت زنان مسلمان و ذمی را ربودند حضرت امیرالمومنین علیه السلام بالای منبر رفته و فرمودند : به خدا قسم اگر کسی در شنیدن این فاجعه بمیرد من ملامتش نخواهم کرد . "

منبع: درسهایی از مکتب اسلام( مجله معارف شماره ۱۷ ) مرداد ماه ۱۳۸۳ - جمادی الثانیه ۱۴۲۵ هـ . ق

 
 |    نوشته شده توسط خاله جان ناپلئون
 
   
 

                                              به نام آنکه تصمیم ها را شکست !

 

تلمود : سند نژاد پرستی یهود

         (( به درستی که دشمن ترین انسان ها نسبت به مومنان یهودیانند))

تورات و عهد عتیق

تورات یعنی تعلم و بشارت کتابی است آسمانی که بر پیامبر عظیم الشان حضرت موسی (ع) نازل شده است ولی یهودیان این کتاب را تحریف کرده و خرافات و افسانه های زیادی در آن جای دادند به طوری که امروز به صورت یک کتاب مضحک و عجیب در آمده است .

نویسندگان تورات اشخاص مجهول الهویه و گمنامی هستند که در قرآن درباره ی آنهامی فرماید (( پس وای بر کسانی که از پیش خود چیزی نوشته و به خدای متعال نسبت دهند تا به بهای اندک و متاع ناچیز دنیا بفروشند وای بر آنها از آن نوشته ها و آنچه از آن به دست آرند.))

الف . خدا در نظر یهود

خداوند در کتاب مقدس یهود همانند انسان است . گیس و لباس دارد . د پا دارد و مانند انسان راه می رود از آسمان به زمین فرود آمده و به هر کجا که بخواهد می رود و جایی را برای مسکن و سکونت خود قرار می دهد ... بدون نشانه نمی تواند خانه ی مومنان را از خانه ی کفار تشخیص دهد و از خیلی چیزها بی خبر است پیمان خود را می شکند از کرده ی خود پشیمان می شود گاهی غصه می خورد و برای کاری کخ کرده است اندوهگین می شود با انسان کشتی می گیرد و در عین اینکه سه تا است یکی است یعنی هم یگانه است و هم سه گانه است . مار از او راستگوتر است از آسمان به زمین آمده بین کلام مردم تفرقه می اندازد چون از وحدت کلام آنها می ترسد چیزی را می گوید و باز هم تغییر می دهد .

ب . پیامبر در نظر یهود

پیامبران ( کتاب مقدس ! ) دست کمی از خدایان ندارند مثلا بعضی از آنها :

1 – با زنان نامحرم زنا می کنند چنانچه به حضرت داوود علیه السلام نسبت داده اند

2 – با دختران خود زنا می کنند و به حضرت لوط علیه السلام نسبت داده اند

3 – مردم را فریب می دهند و آنها را می کشند و زنهایشان را به همسری در می آورند این عمل را هم به حضرت داود علیه السلام نسبت می دهند

4 – با خداوند کشتی می گیرند چنانچه به حضرت داوود علیه السلام نسبت می دهند

5 – کارهایی را خداوند نهی کرده انجام می دهند چنانچه به حضرت سلیمان نسبت می دهند

6 – قلب هایشان به جانب بت متمایل می شود چنانچه به حضرت سلیمان نسبت می دهند

7 – بای پرستش بتها خانه می سازند و این مطلب را نیز به حضرت سلیمان نسبت می دهند

8 – خداوند می خواهد آنها را بکشد چنانچه به حضرت موسی نسبت می دهند

9 – ستمکار هستند و به کشتار کودکان و افتادگان و گاوان و گوسفندان فرمان می دهند

10 – با خداوند درشتی می کنند چنانچه این موارد را به حضرت موسی نسبت می دهند

11 – سال های متمتدی بین مردم لخت و پا برهنه راه می روند چنانچه به پیروان پیامبر نسبت داده اند.

12 – به گردن های خویش بند و یوغ می گذارند و این را هم به ارمیای نبی نسبت می دهند

13 – خداوند فرمانشان می دهد تا نان آلوده به نجاسات انسانی بخورند

14 – خداوند به آنها دستور می دهد که سر وصورت خود را بتراشند و این دو مورد را هم به حزقیال نسبت می دهند

15 – خداوند امرشان می کند تا زن زنا زاده را به همسری در آورند و گفته اند که یوشع علیه السلام چنین کرده است

16 – مردم را به پرستش بت ترغیب کرده و خود بت می سازند و می گویند که این عمل را هارون علیه السلام هم انجام داده است

17 – از راه زنا متولد شده اند چنانچه به یفتاح پیامبر چنین نسبت داده اند

18 – شراب می نوشند و مستی می کنند چنانچه به حضرت نوح نسبت داده اند

19 – درغگو هستند چنانچه به پیامبر سالخورده حضرت نوح نسبت داده اند

20 – یکی از صفات حضرت یعقوب را گفته اند که نبوت را به زور از خداوند گرفته است

ج . قسمت هایی از متن تورات

1 – من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی لیکن مثل آدمیان خواهید مرد

2 – اقوام غیر اسرائیل به جماعت خدا راه نخواهند یافت و هیچ کدام از آنها به میان جامعه ی خداوندی وارد نخواهند شد

3 – شراب نخور بلکه به غریبه ای که درون دروازه تو باشد بده یا به اجنبی بفروشد زیرا که تو برای یهود - خدایت – مقدس هستی

4 – دختران خود را به غیر اسرائیلی ندهید و دختران آنها را به جهت پسران خود و یا به جهت خود نگیرید

5 – حدود تو را از بحر فلسطین و از صحرا تا نهر فرات قرار می دهیم زیرا ساکنان آن سرزمین را به دست شما خواهیم سپرد و ایشان را از پیش خود خواهید راند با ایشان و خدایان ایشان عهد مبند

6 – به سرزمین کنعانیان تا نهر فرات داخل شوید اینک این زمین را پیش روی شما گذاشم پس داخل شده و زمینی را که خداوند برای پدران شما ابراهیم و اسحاق و یعقوب است قسم خورده که به ایشان و به بعد از آنها به ذریه ی ایشان بدهد به تصرف در آوردید

7 – و امت ها را به میراث تو خواهم داد و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید ایشان را به عصای آهنین خواهی کشت مثل کوزه گر آنها را خرد خواهی نمود .

 

تا می توانید غیر یهود را بکشید و اگر دستتان به کشتن او رسید و او را نکشتید مرتکب خلاف شده اید هلاک کردن مسیحی ثواب دارد و اگر کسی نمی تواند او را بکشد لااقل سبب هلاکتش را فراهم نماید.

 

8 – گوشت بخورید و خون بنوشد گوشت ساران را خواهید خورد خون روسای جهان را خواهید نوشید

9 – ایشان را مانند گوسفندان برای ذبح بیرون بکش و ایشان را به جهت روز قتل تعیین نما

10 – خداوند بر یعقوب ترحم فرموده اسرائیل را بار دیگر بر خواهد گزید و ایشان را در زمین هایشان آرام خواهد داد و غربا به ایشان ملحق شده با خواندان یعقوب ملحق خواهند گردید و قوم ها ( غیر یهودیان ) ایشان را به مکان خودشان خواهند آورد و خندان اسرائیل ایشان ( غیر یهودیان )را در زمین خداوند بنده و کنیز خود خواهند ساخت و بنی اسرائیل اسیر کنندگان خود را اسیر و بر ستمکاران خویش حکمرانی خواهند نمود .

ادامه دارد ...

 
 |    نوشته شده توسط خاله جان ناپلئون
 
 

pctfx3.1

Ghost Rider Fix Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog .IR Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی